نشر مرکز دو کتاب کتاب «لومپن‌ها در سیاست عصر پهلوی» و «تاریخ خط» را با چاپ ششم به بازار نشر عرضه کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «لومپن‌ها در سیاست عصر پهلوی (۱۳۴۲-۱۳۰۴)» نوشته مجتبی زاده‌محمدی به‌تازگی به چاپ ششم رسیده است.

نویسنده این‌کتاب با نگاهی جامعه‌شناسانه به ویژگی لومپن‌های سیاسی دوران معاصر ایران پرداخته است. لومپن‌ها یا اوباش، در تحولات سیاسی معاصر ایران، چه دوران قاجار و چه پهلوی، نقش تاثیرگذاری داشته‌اند و در حکم ابزاری در دست قدرت و منافع سیاسی گوناگون بوده‌اند.

زاده‌محمدی مولف کتاب پیش‌رو، در این‌اثر، ضمن بررسی جامعه‌شناختی لومپن‌ها، وجوه اشتراک و تفاوت‌های آن‌ها را با لوطی‌های جامعه سنتی ایران تحلیل کرده است. این‌نویسنده همچنین نقش لومپن‌ها در وقایع سیاسی و اجتماعی دوران قاجار، مشروطیت، حکومت رضاخان، اتفاقات پس از شهریور ۱۳۲۰، دوران ملی‌شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و سپس حوادث منجر به قیام ۱۵ خرداد بررسی کرده است.

چاپ ششم این‌کتاب با ۲۷۴ صفحه و قیمت ۵۸ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

کتاب دیگری که این‌ناشر به تازگی با چاپ ششم عرضه کرده، «تاریخ خط» [A history of writing] اثر آلبرتین گاور [Albertine Gaur] با ترجمه عباس مخبر و کورش صفوی است.

تاریخ خط [A history of writing] آلبرتین گاور [Albertine Gaur

این‌کتاب تاریخ ۲۰ هزار سال از زندگی بشر را شامل می‌شود و پس از پرداختن به مساله منشا و تکامل خط و تحول نقش و مفهوم آن در سده گذشته، به رابطه متقابل جامعه و خط و تاریخچه خطوط گوناگون می‌پردازد.

چاپ ششم این‌کتاب هم با ۲۷۲ صفحه و قیمت ۷۹ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...