انتشارات مروارید چهاردهمین چاپ مجموعه داستان «تجاوز قانونی» [Beyond the Curve] اثر کوبو آبه [Kōbō Abe] را با ترجمه علی قادری عرضه کرد.

تجاوز قانونی» [Beyond the Curve] اثر کوبو آبه [Kōbō Abe]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ چهاردهم مجموعه داستان «تجاوز قانونی» با ۱۳۹ صفحه و بهای ۷۵ هزار تومان توسط نشر مروارید منتشر شده است. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۸۵ با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۲۱۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

«تجاوز قانونی» با عنوان اصلی «Beyond the Curve»، مجموعه‌ای مشتمل بر ۶ داستان کوتاه از کوبو آبه است به ترتیب با این عناوین: «سگ»، «تجاوز قانونی»، «جنایت آقای اس. کارما»، «مرگ نامربوط»، «فرستاده ویژه» و «سرباز خیالی». ترجمه یکی از گفت‌وگوهای مطبوعاتی نویسنده نیز پیوست کتاب است.

دومین داستان این مجموعه که نام کتاب را بر پیشانی دارد، ماجرای خانواده‌ای پرجمعیت است که در نیمه شبی معمولی، به خانه راوی داستان وارد شده و آن جا را خانه خود قلمداد می کنند؛ تو گویی اصلاً صاحبخانه‌ای پیش از این در آن وجود نداشته است! حیرت راوی هم درست مثل خواننده است و لحظه به لحظه فزونی می‌یابد؛ اما صدای اعتراضات او به جایی نمی‌رسد و خانواده متجاوز در نهایت آرامش، به صورتی کاملاً دموکراتیک، تصمیمات بعدی‌شان را با رأی اکثریت انتخاب می‌کنند.

این رویکرد شبه دموکراتیک که از اصل و بنیان کنایی و متناقض نماست، به شکلی هنرمندانه، انتقاد نویسنده نسبت به روابط انسانی در عصر حاضر را به خواننده منتقل می‌کند. درحقیقت هنر آبه همین جاست که خود را نشان می‌دهد.

موقعیت‌های داستانی او همه از قانونی یکسان تبعیت می‌کنند: اتفاقی به شدت غیرمعمولی، به شدت معمولی نشان داده می‌شود و درگیری شخصیت‌ها با این موقعیت، داستان را جلو می‌برد. درواقع تجاوزها به حریم اخلاق و انسانیت در آثار آبه از یک قانون پیروی می‌کنند، قانون داستان! از این منظر داستان‌های او یادآور آثار کافکا و به طور ویژه «مسخ» هستند.

کوبو آبه که به سال ۱۹۹۳ درگذشت، داستان‌نویس، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس سرشناس ژاپنی مشهور به کافکای ژاپن است. از دیگر آثار منتشر شده او در ایران می‌توان به نمایشنامه‌های «قتل غیرعمد»، «جوراب شلواری سبز»، «دوستان»، «جناب روح» و رمان «کشتی ساکورا» اشاره کرد که جملگی با ترجمه فردین توسلیان به فارسی درآمده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...