کتاب «خانه‌ای پُر از فیل» [Too many elephants in this house] نوشته اورسولا دوبوسارسکی [Ursula Dubosarsky] با تصویرگری اندرو جوینر و با ترجمه ربابه نصیری‌امینی توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

خانه‌ای پُر از فیل» [Too many elephants in this house]  اورسولا دوبوسارسکی [Ursula Dubosarsky] ب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اورسولا دوبوسارسکی با نگارش نزدیک به ۷۰ عنوان اثر یکی از مشهورترین نویسنده‌های کودک در استرالیاست که در کارنامه او کسب ۹ جایزه ادبی ملی، از جمله پنج جایزه ادبی برتر نیو ساوت ولز به چشم می‌خورد. دریافت جایزه کودکان استرالیا برای سال ۲۰۲۰-۲۰۲۱ یکی از موفقیت‌های اوست.

داستان کتاب «خانه‌ای پُر از فیل» که با رعایت حق کپی‌رایت در ایران چاپ شده، درباره پسری است به نام اریک که یک خانه پر از فیل دارد. یک فیل در اتاق نشیمن زندگی می‌کند و یکی در آشپزخانه، یکی از فیل‌ها توی راهرو جا خوش کرده و فیل دیگر حمام را تصرف کرده است، حتی توی اتاق خواب او هم فیل هست.

کم‌کم فیل‌ها آنقدر جا اشغال می‌کنند که مامان را عصبانی می‌کنند و او به اریک می‌گوید، فیل‌ها باید از خانه بروند. اما اریک فیل‌هایش را خیلی دوست دارد. او عاشق تک‌تک فیل‌هایش است. بنابراین به دنبال راه حلی هوشمندانه می‌گردد تا فیل‌ها را پیش خودش نگه دارد.

نویسنده، این کتاب را برای کودکان بالای ۷ سال (نوخوان) نوشته و پر از تصاویری است که به کودک برای درک بهتر موضوع کمک می‌کند.

کتاب «خانه‌ای پُر از فیل» در ۳۶ صفحه با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۲۵ هزار تومان از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...