دومین دوره از کتاب سال پروین اعتصامی که به آثار داستانی و شعر زنان اختصاص دارد ، 15 اسفندماه در تهران برگزار می شود. برگزاری دومین دوره کتاب سال پروین، پانزده اسفند ماه از سوی خانه کتاب در تهران برگزارمی شود. در این مراسم به آثار برگزیده زنان در حیطه شعر و ادبیات داستانی جوایزی اهدا می شود. کتاب سال پروین که امسال دومین دوره خود را پس از یک وقفه دوساله برگزار می کند در ابتدای سال 1385 با انتشار فراخوانی کشوری، آثارمتعددی را در این زمینه به دبیرخانه فراخواند.

بنابراین گزارش، نخستین دوره کتاب سال پروین در سال 1383 برگزار و بعد از آن به واسطه تغییرمدیریت کلان کشوری دستخوش وقفه ای طولانی شد. اما امسال بار دیگر دبیرخانه دائمی کتاب سال پروین فعالیت خود را از سرگرفته است. با این حال هنوز محل برگزاری کتاب سال پروین و اینکه چه کسی سمت دبیری این مراسم را برعهده خواهد گرفت ، مشخص نیست.

خانه کتاب، همچنین در روزهای نهم و دوازده اسفند ماه در تبریز به برپایی شب شعرها و کنگره علمی پروین می پردازد. انتشار نسخه چهارم نرم افزار فشرده کتیبه از دیگر فعالیت های خانه کتاب در طی روزهای اخیر به شمار می آید.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...