شهرداری تهران قصد دارد با مستندسازی خانه پروین اعتصامی در تهران، ساختمان جدیدی را با کاربری فرهنگی احداث کند.

به گزارش ایبنا، معاون فنی و عمرانی منطقه دوازده شهرداری تهران، با اشاره به آغاز ساخت دوباره خانه‌ پروین اعتصامی در تهران گفت: معاونت فنی عمرانی شهرداری تخریب ساختمان قدیمی و گودبرداری منزل این شاعره نامدار ایرانی را انجام داده و این پرو‍ژه هم اکنون در مرحله ستون‌گذاری است.

شهریار مهرافشار خبر داد: قرار است خانه پروین اعتصامی را با نقشه و ویژگی‌های قبلی، دوباره بسازیم تا با کاربری گالری از آن استفاده شود. اعتبار اختصاص یافته به این پروژه سه میلیارد و پانصد میلیون ریال است.

وی ادامه داد: منزل پروین اعتصامی در تهران در خیایان مردم، محله بهارستان، پشت ساختمان مجلس شورای اسلامی قرار دارد.

همچنین دو سال پیش از محل اعتبارات مصوب سفر ریاست جمهوری، منزل پروین اعتصامی با اعتباری بیش از 400 میلیون تومان در تبریز خریداری شد. قرار است از این مکان برای فعالیت‌های فرهنگی ادبی بانوان شمال غرب کشور بهره‌برداری شود.

پروین اعتصامی 25 اسفند 1285خورشیدی در شهر تبریز به‌دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی(اعتصام‌الملک) از اهالی شفت گیلان و اصالتش آشتیانی بود و مادرش اختر فتوحی (درگذشته 1352) از اهالی آذربایجان بود. پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.

اعتصام‌الملک، پدر پروین از نویسندگان و مبارزان دوران مشروطه بود. او در سال 1291به‌ همراه خانواده‌اش از رشت به تهران مهاجرت کرد. به‌همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکایی‌ها فراگرفت.

پروین تیرماه 1313در سن 28سالگی با پسرعموی پدرش فضل‌الله اعتصامی، رییس شهربانی وقت کرمانشاه ، ازدواج کرد ولی این ازدواج، مرداد 1314 به جدایی انجامید. در همین سال‌ها بود که پروین در کتابخانه? دانش‌سرای عالی به‌عنوان کتابدار به‌کار مشغول شد.

پروین به تشویق ملک‌الشعرای بهار در سال 1315 دیوان خود را منتشر کرد، ولی مرگ پدرش در دی ماه 1316در سن 63 سالگی، ضربه هولناک دیگری به روح حساس او وارد کرد.

دیوان پروین، شامل 248 قطعه شعر است که از آن میان ?? قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیده انتقادی به تصویر کشیده ‌است.

اشعار او را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیه‌اند. دسته دوم اشعاری است که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت بیشتری دارند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...