عزیزالله حمیدنژاد (کارگردان و فیلمنامه‌نویس)، خسرو خسروشاهی (صداپیشه)، عباس گنجوی (تدوینگر)،  فاطمه معتمدآریا (بازیگر) و ابراهیم حقیقی (گرافیست) 5هنرمندی‌ هستند که در سی‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر مراسم بزرگداشتی برای آنان برگزار می‌شود.

 به گزارش همشهری، ابراهیم حقیقی، طراح نشان سیمرغ جشنواره فیلم فجر است که 7دوره طراحی پوستر جشنواره فیلم فجر را هم برعهده داشته است. این هنرمند در کارنامه هنری‌اش طراحی بیش از 70پوستر فیلم را داشته و توانسته سیمرغ جشنواره را هم برای طراحی پوستر و ساخت آنونس بگیرد. از دیگر هنرمندانی که قرار است تقدیر شود، عزیز‌الله حمیدنژاد، کارگردان 59ساله سینماست که از وی چندی پیش «بانوی عمارت» روی آنتن رفت. این کارگردان جایزه ویژه هیأت داوران در جشنواره دهم فیلم فجر را برای «هور در آتش» گرفت. خسرو خسروشاهی نیز از دوبلورهای پیشکسوت است و تاکنون سرپرستی گویندگان بیش از 86فیلم سینمایی را برعهده داشته. عباس گنجوی تدوینگر باسابقه سینما و متولد 1320، در سومین دوره جشنواره فیلم فجر برای تدوین فیلم‌های «تاتوره» و «گل‌های داوودی» موفق به کسب جایزه شد. از دیگر هنرمندانی که بزرگداشت او در جشنواره برگزار می‌شود، فاطمه معتمدآریاست. بازیگر شناخته شده تئاتر و سینما که بازی‌هایش در فیلم‌هایی چون «گیلانه» و «روسری آبی» فراموش نمی‌شود. معتمدآریا تا‌کنون برای «اینجا بدون من »، «گیلانه»، «زندگی»، «ریحانه» و «روسری آبی» نامزد دریافت سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر شده بود. وی برای بازی در فیلم‌های «همسر» و «یک بار برای همیشه» توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را به‌دست آورد. همچنین برای فیلم‌های «مسافران» و «برهوت» موفق شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از آن خود کند.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...