با اعلام اسامی فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم کن، غیبت فیلم سینمایی "کوری" فرناندو میره‌یس برزیلی بیش از هر اتفاق دیگر کارشناسان صنعت سینما را شگفت‌زده کرد.

درام "کوری" که بر اساس رمان "ژوزه ساراماگو" نویسنده برنده نوبل پرتغالی با بازی "جولین مور" و "مارک روفالو" و هزینه تقریبی 25 میلیون دلار ساخته شده، داستان شهری است که همه ساکنان آن غیر از یک نفر به ناگهان کور می‌شوند.

پیش از این به نظر می‌رسید فیلم انگلیسی‌زبان "کوری" یکی از انتخاب‌های قطعی مدیران کن برای حضور در بخش مسابقه این دوره باشد، به ویژه اینکه میره‌یس از فیلم‌سازان محبوب جشنواره کن است و شرکت میراماکس هم به عنوان پخش‌کننده "کوری" سال گذشته با "پیرمردها کشوری ندارند" حضوری موفق در دوره شصتم معتبرترین جشنواره سینمایی دنیا داشت.

از سوی دیگر، شاید مدیران کن به این نتیجه رسیده باشند که "کوری" میره‌یس را به عنوان یکی از فیلم‌های افتتاحیه یا اختتامیه کن 2008 انتخاب کنند و چون هنوز اسامی هیچکدام از این دو فیلم اعلام نشده، خیلی‌ها معتقدند "کوری" می‌تواند یک شگفتی تمام‌عیار باشد.

به گزارش مهر به نقل از رویترز،  یکی از تهیه‌کنندگان فیلم سینمایی "کوری" هنوز هم به حضور آن در جشنواره کن امسال امیدوار است. او می‌گوید: «هنوز اسامی چند فیلم در بخش‌های اصلی اعلام نشده، پس چرا ناامید باشیم؟ همه ما شگفتزده می‌شویم اگر "کوری" در این دوره جشنواره کن جایی نداشته باشد.»

فیلمنامه "کوری" را "دان مکلر" بر اساس رمان ساراماگو نوشته و آلیس براگا، دنی گلاور، گائل گارسیا برنال، اسکات اندرسن و ... در آن بازی می‌کنند. یکی از شروط نویسنده سرشناس پرتغالی برای ساخته شدن این فیلم روی دادن داستان آن در کشوری ناشناس بود.

"فرناندو میره‌یس" که سال 1955 در سائوپولو برزیل به دنیا آمده، فیلم‌هایی چون "باغبان وفادار" و "شهر خدا" را در کارنامه دارد که برای فیلم اخیر نامزد اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شده و با "باغبان وفادار" در بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز حضور داشت.
 

درحین اینکه بورخس از ادبیات ناب دفاع می‌کرد، هیچ مشکلی نمی‌دید که با دیکتاتور خورخه رافائل ویدلا برای صرف شام قرار بگذارد؛ با کسی که بار اصلی مسئولیت 30 ‌هزار مرد و زن ناپدیدشده‌ آرژانتینی و صدها کودک ربوده‌شده بر دوش او بود... این سرکوبگری تروریستی ناگزیر به خودسانسوری انجامید... رسانه‌ها و تلویزیون در دست معدود بنگاه‌ها است و آزادی عقیده در آن خیال‌پردازی‌ای بیش نیست ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...