عادل فردوسی‌پور در تازه‌ترین فعالیت خود، نسخه صوتی کتاب «فوتبال علیه دشمن» را خوانده و روانه بازار کتاب کرده است، اثری که مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفته و حسابی آن‌ها را غافلگیر کرده است.

کتاب‌های صوتی چند سالی است که با قوت و کیفیت بیشتری نسبت به گذشته در بازار ایران تهیه و تولید می‌شوند و حسابی هم در بین مخاطبان به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند؛ تا جایی که چهره‌های مورد علاقه مردم هم وارد این حوزه شده و با خواندن آثار منتشر شده در بازار نقش مهمی در سوق دادن مخاطبان به سمت کتاب ایفا کرده و می‌کنند.

به گزارش خبرآنلاین، عادل فردوسی‌پور، گزارشگر و کارشناس فوتبال نمونه تازه‌ای از همین چهره‌هاست که کتاب «فوتبال علیه دشمن» نوشته سایمون کوپر را که پیشتر خودش ترجمه کرده بود را خوانده و به بازار عرضه کرده است.

او در کنار فعالیت در عرصه گزارشگری و ورزش همواره دستی هم بر آتش فرهنگ داشت و فارغ از تدریس در دانشگاه، به ترجمه کتاب‌های مختلفی پرداخت که از آن جمله می‌توان به «هنر شفاف اندیشیدن»، «هنر خوب زندگی کردن» و «فوتبال علیه دشمن» اشاره کرد. او به تازگی نسخه صوتی «فوتبال علیه دشمن» نوشته سایمون کوپر را روانه بازار کتاب کرده است، اثری که با اقبال گسترده مخاطبان همراه شده و آن‌ها را به وجد آورده است.

لحن و شیوه خواندن او به واقع منحصر به فرد است و مخاطبانی که با آیتم‌های او در «90» و «فوتبال 120» آشنا باشند حتما از شدت جذابیت کتاب نمی‌توانند دست از گوش کردن آن بردارند.

................ هر روز با کتاب ...............

دو پسر تصمیم دارند در محله کوچک‌شان که تنها چهارده خانه در آن وجود دارد، به تحقیق درباره ادعای کیث که می‌گوید مادرش یک جاسوس آلمانی است، بپردازند... جنگ جهانی دوم در جریان است... روی سینه‌ریز نقش معروف سه حرف روی زمینه‌ای آبی و براق بود... با اغواگری راه خود را به خلوتگاه استفن و کیث که مملو از بویی شیرین است، باز می‌کند... همه‌ی نازی‌ها در طرف دیگر جبهه نیستند ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...
فرزندان هیزم‌شکنی فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل... در شب عید نوئل چراغانی کاخ همسایه را بی‌رشک و حسد تماشا کنند... کافی است دانه‌ی الماس را به آهستگی بچرخانند تا روح اشیا و جانوران را که از چشم افراد گیج پنهان می‌مانند، ببینند... به درون «کاخ شب» راه می‌یابند... نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است... در «قلمرو آینده» با کودکانی که در آینده باید زاده شوند، آشنا می‌گردند... ...
محض سرگرمی طاووس پرورش می‌دهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم می‌کنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز می‌کند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه می‌کنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمه‌سازش ندارد... همه‌ یتیم‌ها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته می‌شوند، سر و سامان می‌دهد ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...