۲ جلد دیگر از مجموعه هشدارهای جنسی و جسمی برای کودکان از سوی انتشارات قدیانی روانه‌ بازار کتاب شد.

انتشار هشدارهای جنسی و جسمی برای کودکان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، ۲ جلد دیگر از مجموعه هشدارهای جنسی و جسمی برای کودکان در نوبت اول چاپ روانه‌ بازار کتاب شد.

از آموزش‌های اولیه که بیشتر پدر مادرها از همان کودکی برای بچه‌هایشان در نظر می‌گیرند، این است که چگونه در برابر خطر از خود محافظت کنند. مثلا اینکه به اشیا داغ یا تیز دست نزنند. یا هنگام عبور از خیابان دقت کنند و…

اما یکی از همین قبیل آموزش‌ها که باز هم اکثر والدین از قلم می‌اندازند محافظت کودکان از خودشان در برابر خطرهای جسمی و جنسی است؛ خطری مهم و بسیار مخرب که امروزه به دلیل رواج سوء استفاده جنسی از کودکان در جامعه، نباید به راحتی از آن گذر کرد و باید از همان شروع کودکی راجع به آن به بچه‌ها آموزش داد. احتمالا صحبت درباره این قبیل موضوعات در ذهن خیلی‌ها تبدیل به یک تابو شده است. اما خوشبختانه به دلیل فرهنگسازی‌هایی که امروزه در سراسر جهان راجع به جلوگیری از این آسیب‌ها می‎شود، کم کم این تابوشکنی در ذهن همه آدم‌ها در حال شکل گیری است.

با این حال همچنان صحبت راجع به این موضوعات با بچه‎ها برای پدر مادرها دشوار است. پس چه بهتر که در کنار تلاش برای صحبت با بچه‌ها از سنین پایین، از وسایل کمکی مثل کتاب‌های شعر یا داستان هم برای آموزش بیشتر استفاده کنیم.

کتاب‌های بنفشه واحد کودک و خردسال انتشارات قدیانی در این زمینه اقدام به چاپ مجموعه ۱۱ جلدی هشدارهای جنسی و جسمی برای کودکان کرده است که قبلا چهار جلد آن با عناوین بدنم مال خودم است [It's my body] (اثر لوری فریمن [Freeman, Lory] با ترجمه اکرم کرمی)، آیا رازی داری؟ ,[?Have you got a secret] ( اثر جنیفرمور مالینوس Moore-Mallinos, Jennifer با ترجمه پرستو عوض زاده) اگر غریبه‌ای به تو نزدیک شود چه می‌کنی؟ [What if a stranger approaches you?] ( اثر آنارا گارد [Guard, Anara] با ترجمه‌ی پرستو عوض زاده) و با غریبه‌ها جایی نمی‌روند [I Won't Go with Strangers,] ( اثر دگمار گایسلر [Geisler, Dagmar] با ترجمه ی پرستو عوض زاده) با قیمت هر جلد ۱۱۰۰۰ تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داده شد و اکنون دو جلد دیگر با عناوین «خانم پلیس درباره‌‌ غریبه‌ها چه گفت؟» [P.C. Penny Farthing goes to school to teach stranger danger] اثر وندی رابرتز [Roberts, Wendy]و «با غریبه‌ها حرف نمی‌زنم» [Never talk to strangers] اثر اِرما جویس[Joyce, Irma] در نوبت اول چاپ در اختیار کوچولوهای باهوش قرار گرفت.

این کتاب‌ها با تصاویر ساده و جذاب به موضوعات مهمی در زمینه پیشگیری از آسیب‌های سوء استفاده جنسی از کودکان می‌پردازد.

قابل ذکر است این نشر سال ۹۸ نیز مجموعه‌ «کتی مواظب باش» را در ارتباط با همین موضوع به چاپ کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...