مایکل دنتون [Michael Denton] در کتاب «تکامل: نظریه‌ای همچنان در بحران» [Evolution: A Theory in Crisis] به‌صورت هوشمندانه‌ای از تاریخچه‌ ایده‌ها، به سمت توضیحات علمی حرکت می‌کند. این کتاب مانیفستی پیشرو برای زیست‌شناسی جدید است.

مایکل دنتون [Michael Denton] تکامل: نظریه‌ای همچنان در بحران» [Evolution: A Theory in Crisis]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، فرگشت یا تکامل در حوزه زیست‌شناسی به‌معنی دگرگونی در یک یا چند ویژگی فنوتیپ و وراثت است که طی زمان در جمعیت‌های موجودات زنده رخ می‌دهد. این ویژگی‌های فنوتیپی که از نسلی به نسل بعد جابه‌جا می‌شوند، صفات کالبدشناسی (آناتومی)، بیوشیمیایی و رفتار را تعیین می‌کنند. وقوع تکامل منوط به وجود بستری از گوناگونی ژنی در جمعیت است. رویداد فرگشت بدان معناست که تمام موجودات زنده با همه تنوعی که دارند، از نیاکانی مشترک پدیدار گشته‌اند.

مطالعه علمی فرگشت (تکامل) از نیمه سده نوزدهم آغاز شد، زمانی که پژوهش‌ها روی ثبت سنگواره‌ای و گوناگونی جانداران، بسیاری از دانشمندان را متقاعد کرد که می‌بایست گونه‌ها به‌نحوی تکامل یابند. سازوکارهای پیش‌برنده تکامل همچنان نامشخص باقی‌ ماندند تا سال 1858 که نظریه انتخاب طبیعی، به‌طور مستقل توسط چارلز داروین و آلفرد راسل والاس ارائه شد. در اوایل قرن بیستم، تئوری‌های داروینی تکامل با ژنتیک، دیرین‌شناسی و سامانه‌شناسی ادغام شدند که با پیوستن یافته‌های بعدی چون زیست‌شناسی مولکولی به اوج رسید. این تلفیق به یک بنیان اصلی در زیست‌شناسی بدل شد، چنان‌که تبیینی منسجم و یکپارچه، برای تاریخ و تنوع زیستی حیات روی زمین، فراهم کرد.

امروزه تکامل در شاخه‌های مختلف علوم زیستی همچون زیست‌شناسی بقا، جنین‌شناسی، بوم‌شناسی، فیزیولوژی، دیرین‌شناسی و پزشکی، مطالعه و به‌کار بسته می‌شود. تکامل بر دیگر حیطه‌های مطالعات بشری، همچون کشاورزی، انسان‌شناسی، فلسفه و روان‌شناسی نیز اثرگذار بوده‌است. همزمان در جزئیات اختلاف‌نظر هست و پرسش‌های بسیاری نیازمند پاسخ هستند که زیست‌شناسان تکاملی به آن‌ها می‌پردازند. زیست‌شناسان تکاملی، واقعیت وقوع تکامل را مستند کرده و نظریاتی در شرح علل آن توسعه داده و می‌آزمایند.

پروفسور مایکل جان دنتون؛ دارای مدرک دکترای بیوشیمی و عضو ارشد در مرکز علوم و فرهنگ انستیتوی دیسکاوری است. دنتون در سال 1985 کتاب «تکامل: نظریه‌ای همچنان در بحران» را با ارائه انتقادی سیستماتیک از نئو داروینیسم اعم از دیرین‌شناسی‌، فسیل‌شناسی، همسانی نوشت، زیست شناسی مولکولی، ژنتیک، بیوشیمی و شواهد طراحی که در طبیعت وجود دارد، نوشت. این کتاب هم بر فیلیپ ای. جانسون؛ پدر طراحی هوشمند و مایکل بهه؛ طرفدار پیچیدگی غیرقابل کاهش و هم بر جورج گیلدر از بنیانگذاران موسسه دیسکاوری تأثیر گذاشت. از زمان نوشتن این کتاب، بسیاری از دیدگاه‌های او در مورد تکامل تغییر کرده، با این‌حال او هنوز هم معتقد است که وجود حیات یک امر طراحی است.

دفاعی جامع از دیدگاه جایگزین نوع‌شناسانه یا ساختارگرایانه
دنتون در بخشی از یادداشتی که بر ترجمه فارسی کتاب نوشته، می‌گوید: «چالش اصلی که در کتاب «تکامل: نظریه‌ای همچنان در بحران» درباره داروینیسم ایجاد کرده‌ام از این حقیقت منشأ می‌گیرد که تنوع سازشی موجود در حیات، مجموعه محدودی از اشکال یا انواع تغییرناپذیر است... کتاب پیشین من «تکامل: نظریه‌ای در بحران» به‌طور عمده نقدی درباره انتخاب تدریجی طبیعی داروینی بود و کتاب جدیدم هرچند نقد مهمی به انتخاب طبیعی به‌عنوان مسئول اصلی تکامل موجودات است، اما در وهله نخست دفاع جامعی از دیدگاه جایگزین نوع‌شناسانه یا ساختارگرایانه از طبیعت است که بسیاری از زیست‌شناسان، پیش از انقلاب داروین، در قرن نوزدهم به آن باور داشتند...

اکنون زمان مناسبی برای بازنگری جایگزینی ساختارگرایانه است، زیرا بسیاری از پیشرفت‌های چشمگیر در زمینه زیست‌شناسی بنیادی (مانند ظهور زیست‌شناسی تکاملی تکوینی و آشکار شدن این حقیقت که طرح‌های تکوینی بسیار محافظت‌ شده‌اند) راه‌های تکامل را محدود می‌کند. تحقق این امر که بسیاری از نیروهای بیوفیزیکی و بیومکانیکی اصلی نقش مهمی در تکوین موجودات ایفا می‌کنند، از این مفهوم که بخش عظیمی از نظم زیستی فراتر از توضیحات بیرونی کارکردگرایی است، حمایت می‌کند و به بازگشت به زیست‌شناسی طبیعی درون‌گرای قرن بیست‌ویکم کمک می‌کند.»

نقش‌های حیاتیِ فاکتورهای علی در روند تکامل
«روندهای طولانی‌مدتِ تکامل هدفمند موجود در گزارش‌های فسیلی، همبستگی شواهد علیه داروین را تقویت کرده‌اند و برای این ادعای ساختارگرایان که می‌گوید فاکتورهای علّی درونی، نقش‌های حیاتی در تکامل بازی کرده‌اند، شواهد بیشتری فراهم کرده‌اند. این روندها خود را به‌صورت تغییر یک‌سویه پیوسته در همه اعضای متوالی تبار خاصی نشان می‌دهند؛ گاهی در طول میلیون‌ها یا صدها میلیون سال. این‌گونه تغییر جهت‌دار پیوسته، براساس نوداروینیسم قابل توضیح نیست، زیرا براساس نظریه داروین، ارگانیسم‌ها تنها به وسیله انتخاب انباشتی برای کاربرد بلافاصله یا روزبه‌روز شکل می‌گیرند. برای اینکه بتوانیم این روندهای یک‌سویه را با عبارات سفت و سخت داروینی توضیح دهیم، نیاز به ادعایی به‌شدت نامحتمل داریم؛ اینکه محدودیت‌های انتخابی مداومی بر تمام اعضای متوالی و اغلب متفاوت یک شجره، طی میلیون‌ها سال در محیط‌های گوناگون زیست‌شان اعمال شده باشد.»

نخستین چاپ کتاب «تکامل: نظریه‌ای همچنان در بحران» با ترجمه زینب خدایی در 416 صفحه با شمارگان 600 نسخه به بهای 83 هزار تومان از سوی انتشارات پارسیک راهی بازار نشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...