ایلنا: آخرین اثر مارکز «نیامدم که سخنرانی کنم» نام دارد و در برگیرنده 22 متن سخنرانی این نویسنده است، امروز جمعه در اسپانیا و آمریکای لاتین رونمایی شد. گارسیا مارکز در این مراسم حاضر نشد.

بنا به گفته «کریستوبال پیه را»، ویراستار انتشارات راندوم هاؤس، «گابریل گارسیا مارکز»، نویسنده مشهور کلمبیایی و برنده جایزه نوبل، نوشتن رمان جدید خود را به پایان برده و قرار است به زودی جدید ترین کتاب خود را که مجموعه­ای از متون سخنرانی­های مختلف او است، منتشر کند. مارکز در شش سال گذشته هیچ کتابی منتشر نکرده بود.

این کتاب که «نیامدم که سخنرانی کنم» نام دارد و در برگیرنده 22 متن سخنرانی این نویسنده است، امروز جمعه در اسپانیا و آمریکای لاتین رونمایی شد. گارسیا مارکز در مراسم رونمایی کتاب خود حاضر نشد،‌ ولی پیه­را گفت که مارکز به عنوان یک آدم سالخورده 83 ساله که از مبارزه با بیماری سرطان هم سربلند بیرون آمده، خوب و سرحال است.

این ویراستار همچنین گفت گارسیا مارکز که آخرین­بار دو هفته پیش در مکزیکوسیتی دیده شده، مشغول نوشتن جدید ترین رمان خود است که ترجمه عنوان آن به انگلیسی «در ماه اوت دیدار خواهیم کرد» است. مارکز منتظر اعلام تاریخ عرضه این رمان است. گابریل گارسیا مارکز آخرین بار در سال2004  بود که یک کتاب منتشر کرده بود. کتاب «نیامدم که سخنرانی کنم» با متن سخنرانی مارکز که در دبیرستان ایراد کرده بود (1944) شروع می­شود و با متن سخنرانی­اش در «آکادمی زبان اسپانیایی» در اسپانیا (2007) پایان می­یابد.

پیه­را گفت: مارکز اساسا سخنرانی کردن را دوست ندارد، ولی مجموعه سخنرانی­های او در این کتاب اساس دیدگاه­های سیاسی و ادبی او را به خوبی نشان می­دهد. نویسنده «صد سال تنهایی» چون همیشه با فرمالیسم مخالف بوده، ژانر سخنرانی را پس زده است. ولی اجبار برای ایراد سخنرانی در مراسم پذیرش جایزه نوبل (1982) باعث شد این نویسنده با این ژانر آشتی کند. مارکز یک سال و نیم وقت صرف گردآوری متون سخنرانی و انتخاب طرح روی جلد برای کتاب خود کرد. او بین طوطی و مرغ مگس­خوار، طوطی را انتخاب کرد چون طوطی­ها در زندگی­اش نقش خیلی مهمی داشته­اند.

گارسیا در مورد کتاب جدید خود اخیرا گفته بود: «وقتی سخنرانی­هایم را بازبینی می­کردم، متوجه شدم به عنوان نویسنده چه تغییر و تحولات و روند تکاملی­ای را پشت سر گذاشته ام».

بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...