انتشارات تیمورزاده با اعتراض به سیاستگذاری تخصیص غرفه در بخش دانشگاهی نمایشگاه کتاب از حضور در این رویداد انصراف داد.

به گزارش مهر، مدیر انتشارات تیمورزاده با اعلام این تصمیم گفت: این تصمیم در اعتراض به سیاست‌های نادرست، شتابزده، بدون مطالعه و به‌ویژه بدون صلاحیت‌سنجی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در واگذاری بدون نظارت اجرای مهمترین رویداد کتابی کشور یعنی نمایشگاه کتاب تهران به اشخاص ذینفع بی‌صلاحیت و متخلفان سابقه‌دار نشر دانشگاهی و مماشات با آنان و سکوت در برابر غلبه ناپاکی بر پاکی و نادیده‌گرفتن حقوق مسلّم و رفاه مخاطبان و بازدیدکنندگان کتاب پزشکی، صورت گرفت.

وی ادامه داد: این تصمیم در حالی گرفته شد که چند هفته پی‌گیری و ملاقات‌های متعدد با معاون فرهنگی وزیر ارشاد و مدیران ایشان نه تنها منجر به حفظ شأن و حرمت جامعه پزشکی در نمایشگاه کتاب تهران نشد بلکه حرمت‌شکنی‌های عده‌ای متخلف با سوابق متعدد و مکرر تخطی از ضوابط نمایشگاه با خود انتشارات نیز ادامه پیدا کرد و حقوق مخاطبان خاص این انتشارات نیز با تخصیص غرفه‌ای محقر و کوچک پایمال شد.

تیمورزاده تاکید کرد: عدم قاطعیت در تصمیم‌گیری صحیح در جهت برقراری عدالت و دفاع از حقوق بازدیدکنندگان سالن پزشکی که بیشتر، از ضعف معاونت فرهنگی ارشاد حکایت دارد، عرصه را برای جولان متخلفان حوزه کتاب بازگذاشته و با هجمه ایشان به حقوق انتشارات تیمورزاده و مخاطبانش کامل شد و چاره‌ای جز حفظ شأن و شخصیت پرکارترین ناشر پزشکی ۲۵ سال گذشته کشور با کناره‌گیری از نمایشگاه باقی نگذارد.

رئیس هیئت مدیره انجمن فرهنگی ناشران کتاب پزشکی دانشگاهی افزود: در سال‌های ۹۶ و ۹۷ و در یک اقدام ساده خردمندانه، کتاب‌های علوم پزشکی و روان‌شناسی در یک سالن اختصاصی عرضه شد که رضایت بیش از ۹۰٪ بازدیدکنندگان را نیز به دنبال داشت اما تلاش‌های تعدادی ناشرنمای سودجو و ناسالم که از حمایت آموزشگاه‌های کنکوری پزشکی و چند پخشی متقلب کتاب در سایه انفعال و بی‌تدبیری معاونت فرهنگی ارشاد بهره می‌بردند، این شیوه منطقی را برهم زد و امسال مخاطبان کتاب پزشکی به جای یک سالن اختصاصی باید در ازدحام جمعیت در ۷ چادر تودرتو و پیچ در پیچ به دنبال کتاب و ناشر موردنظر خود سرگردان باشند!

وی تاکید کرد: انتشارات تیمورزاده امسال نیز همانند سال‌های ۹۱ و ۹۲ در نمایشگاه کتاب تهران حضور نخواهد داشت. تفاوت این رفتار مشابه در این است که تحریم نمایشگاه کتاب در آن سال‌ها در اعتراض به رفتارهای فراقانونی، مستبدانه و ظالمانه معاون فرهنگی و وزیر وقت ارشاد، انجام شد اما امسال در اعتراض به ضعف عملکرد و رفتارهای منفعلانه معاونت فرهنگی فعلی صورت گرفت. انفعال در قبال تصمیمات منفعت‌طلبانه و بی‌عدالتی‌های آشکار متخلفان حرفه‌ای صنف نشر در انجمن دانشگاهی صورت گرفته است.

وی افزود: از آنجایی که برطبق ضوابط نمایشگاه هیچ ناشری حق ارائه و فروش کتاب‌های ناشران دیگر را ندارد، تنها راه تهیه و خرید کتاب‌های انتشارات تیمورزاده و طبیب، مراجعه به تنها کتابفروشی این انتشارات است که به منظور رفاه دانشجویان و علاقمندان، در ایام نمایشگاه و چند روز پیش از آن یعنی از شنبه ۳۱ فروردین به مدت پانزده روز صرفاً در تنها نمایشگاه دائمی و کتابفروشی انتشارات واقع در بلوارکشاورز، ابتدای ۱۶ آذر، پلاک ۶۸ با یارانه خود انتشارات (۴۰٪) + (۱۵٪ تخفیف ویژه ماه پربرکت شعبان) یعنی ۵۵٪ تخفیف عرضه خواهد شد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...