کتاب «ادبیات الکترونیک» [A companion to digital literary studies] که به‌تازگی از سوی سازمان سمت منتشر شده، بستری جدید و متفاوت برای نوشتن و عرضه متون را به خوانندگان معرفی کرده است.

ادبیات الکترونیک» [A companion to digital literary studies]  مهدی صداقت پیام

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «ادبیات الکترونیک» تالیف جمعی از نویسندگان با ترجمه مهدی صداقت‌پیام از سوی سازمان سمت در 252 صفحه با شمارگان 500 نسخه و به قیمت 40 هزار تومان منتشر شد.

در مقدمه این اثر آمده است: «ادبیات الکترونیک ژانری جدید در ادبیات است که به لحاظ قالب و محتوای متفاوتش هنوز در بسیاری از جوامع دانشگاهی سراسر جهان شناخته‌شده نیست. در ساده‌ترین تعریف می‌توان گفت ادبیاتی است که به صورت چاپی و کتاب در اختیار خواننده قرار نمی‌گیرد. پیشینه این ادبیات به اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی و فراگیرترشدن رایانه‌ها باز می‌گردد؛ در آن دوران رمان‌نویسی به نام مایکل جویس که قبلاً یکی از رمان‌هایش به صورت کتاب منتشر شده بود، تصمیم به انتشار رمانی گرفت که با هربار خواندن، پایانش تغییر یابد. جویس برای نیل به این هدف به دانشکده علوم رایانه در دانشگاه کارولینای شمالی رفت و با همکاری جی‌. دیوید بولتر و جان ‌بی. اسمیت نرم‌افزاری با عنوان «استوری‌اسپیس» خلق کردند که رمان‌نویسان تجربی با استفاده از آن می‌توانستند آثاری بیافرینند که بعدها با عنوان «داستان ابرمتنی» شناخته شد. ظهور اینترنت و گسترش امکانات رایانه‌ها به پیدایش شکل و انواع جدیدی از داستان، شعر و حتی نمایشنامه‌های اینترنتی منجر شد و البته این روند همچنان ادامه دارد.»

کتاب از ده فصل تشکیل شده است، مقالات این کتاب به دو حیطه کلی تقسیم می‌شوند: هفت مقاله درباره ادبیات الکترونیک و سه مقاله درباره نقد ادبی رایانشی. انتخاب این مقالات به این دلیل بود که هرکدام چشم‌اندازی متفاوت از ادبیات الکترونیک را به خواننده عرضه دارند و خوانندگان ارجمند با کنار هم قرار‌دادن این چشم‌اندازها به دیدگاهی کلی درباره ادبیات الکترونیک برسند. از آنجا که این حیطه حتی در ادبیات غرب نیز حیطه‌ای جدید به حساب می‌آید، واژگان و اصطلاحاتی که منتقدان مختلف برای ارجاع به کار می‌برند واژگانی خلاقانه و جدید است و هنوز معادل‌های مناسبی در سایر زبان‌ها ندارند. از این‌رو، تلاش مترجم بر این بود که هرجا واژه‌ای نامأنوس به نظر می‌رسد، اصل آن را در پانویس بیاورد تا خوانندگان در صورت علاقه به اصل آن رجوع کنند و ابهامشان برطرف شود.

در پشت جلد کتاب نیز آمده است: «از آنجا که همواره ادبیات در قالب کتاب و از طریق صنعت چاپ عرضه شده است، تصور غالب از یک رمان یا یک مجموعه شعر، کتاب چاپ‌شده یا دست‌نویسی است که در آن واژه‌ها روی کاغذ نقش بسته‌اند. ادبیات الکترونیک با ارائه بستری جدید و متفاوت برای نوشتن و عرضه متون ادبی، ژانری کاملا جدید در ادبیات به حساب می‌آید که نشان می‌دهد چگونه ادبیات می‌تواند فراتر از چیزی باشد که کتاب و کاغذ و صنعت چاپ به ما عرضه کرده‌اند. در این کتاب، خواننده با ویژگی‌های ادبیات الکترونیک، تاریخچه آن، امکانات روایی و روش‌های خواندن آن و همچنین تحلیل‌های کمّی و نقد رایانشی در مطالعات ادبی آشنا می‌شود.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...