«یخ‌شکن‌های آموزشی» کتابی است که از کودکان افرادی شاد، مستقل و مسئول بار می‌آورد که به تازگی برای مربیان و والدین منتشر شده است.

یخ‌شکن‌های آموزشی اسماعیل جمالی و بهاره خوش‌نیت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «یخ‌شکن‌های آموزشی» نوشته اسماعیل جمالی و بهاره خوش‌نیت کتابی آموزشی ویژه مربیان و والدین است که به تازگی از سوی انتشارات ندای‌سینا منتشر شده است.

این کتاب بالغ بر 600 فعالیت آموزشی و نشاط آور تحت عنوان یخ‌شکن با هدف ایجاد تنوع و جذابیت در کلاس‌های آموزشی ارائه می‌دهد، یخ‌شکن‌ها معمولا به عنوان تکنیکی برانگیزاننده در جهت ذوب شدن یخ‌های یادگیرنده مورد استفاده قرار می‌گیرند تکنیکی که سال‌هاست در بسیاری از کشورهای جهان اجرا می‌شود.

یخ‌شکن تکنیکی است برای:
-شروع هیجانی و جذاب کلاس؛
-پایانی تاثیر‌گذار و عمیق؛
-تنوع در یادگیری در خلال خستگی‌های درس؛
-ایجاد فضایی چالش‌برانگیز؛
-تغییر ذائقه‌ی دانش‌پژوهان؛
-و دمیدن روح شادی و نشاط در اعضای کلاس.

در قسمتی از این کتاب آمده است:
« امروز همگان دریافته‌اند یک نظام آموزشی پویا، نظامی است که در آن دانش‌پژوهان هم‌زمان با درس، می‌توانند بخندند، بخندانند، شوخ‌طبع باشند، با لطافت حرف بزنند، به نرمی نقد کنند، نپذیرند، دلیل بخواهند، نظر دهند، طرحی نو در کار اندازند، آزادانه اظهار وجود نمایند، فکر کنند، به هیجان آیند، ذوق کنند، شوق آفرینند، خلاقیت به کار برند و ... .»

چاپ اول این کتاب در 327 صفحه و با قیمت 110 هزار تومان راهی کتاب‌فروشی‌ها شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...