ده کتاب پرفروش در فرانسه که شامل آثار داستانی و غیرداستانی می‌شوند و نویسندگان پرفروش در این کشور در سال 2020 معرفی شده‌اند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، به نقل از اکتوالیته-سال 2020 با همه فراز و نشیب‌، شگفتی‌ها و اخبار بدی که برای همه مردم دنیا داشت سرانجام به پایان رسید. سالی که کرونا فروش کتاب را از کتابفروشی‌ها با بحران جدی روبه‌رو کرد؛ با این‌حال فروشگاه‌های آنلاین در نقاط مختلف دنیا توانستند جان تازه‌ای به حیات فروش کتاب بدهند و تا حدی خسارت‌های کاهش فروش کتاب را در سالی سخت جبران کنند. مردمی که کرونا و قرنطینه‌های سراسری دلخوشی چندانی برایشان باقی نگذاشته بود به کتاب پناه بردند و لذت کتابخوانی را مغتنم شمردند.

در فرانسه نیز جوایز بزرگ ادبی مانند گنکور و رنودو به دلیل تعطیلی کتابفروشی‌ها برای اولین بار با تاخیر اعلام شد و فروش کتاب را در این کشور که معمولا با اعلام اخبار جوایز ادبی رونق می‌گیرد دستخوش تغییراتی کرد.

گزارش شرکت تحقیقاتی GFK، ده کتاب پرفروش در فرانسه را در سال 2020 از بین کتاب‌هایی که در همین سال منتشر شده‌اند معرفی کرده است.

ژوئل دیکر، نویسنده سوئیسی با فروش نزدیک به 479.398 نسخه از رمان «معمای اتاق 622» که در ماه ژوئن سال گذشته میلادی منتشر شد در صدر جدول فروش کتاب نشست و عنوان پرفروش‌ترین کتاب در فرانسه در سال 2020 را به خود اختصاص داد. این کتاب در دیگر کشورهای اروپایی نظیر اسپانیا و ایتالیا و پرتغال نیز به فروش قابل توجهی دست یافته و به نوعی محبوب‌ترین کتاب در اروپا شده است.

رتبه بعدی بدون تردید از آن گیوم موسو، نویسنده فرانسوی است که با انتشار رمان «زندگی خصوصی نویسندگان» در رتبه دوم رمان‌های پرفروش فرانسه در سال 2020 جای گرفته است. از این رمان جیبی در سال گذشته میلادی، 475.458 نسخه به فروش رسید. رمان دیگر موسو با عنوان «زندگی یک رمان است» با فروش 383.225 نسخه در رتبه چهارم این فهرست قرار گرفته است.

سیریل لیگناک، آشپز محبوب و معروف فرانسوی نیز با انتشار جلد نخست کتاب آشپزی «خانگی» با فروش 401.991 نسخه در رتبه سوم قرار گرفته است. او جلد دوم و سوم این کتاب را نیز در همین سال منتشر کرد که به ترتیب به فروش 250.661 نسخه و 98.907 نسخه دست یافتند و جایگاه سلطان آشپزی غذاهای لذیذ را در فرانسه بیش از پیش تثبیت کردند.

اروه لو تلیه، برنده گنگور سال 2020 نیز برای رمان «نابهنجار» با فروش بیش از 342.000 نسخه در رتبه پنجم این فهرست جای گرفته است.

رمان «آینه دردهای ما» نوشته پی‌یر لومتر، نویسنده سرشناس فرانسوی با فروش 272.350 نسخه و پس از او میشل بوسی با رمان جیبی «مجبورم سخت رویا ببافم» با فروش 272.350 در رتبه‌های ششم و هفتم کتاب‌های پرفروش فرانسه قرار گرفته‌اند.

در رتبه هشتم تا دهم این فهرست نیز بار دیگر سیریل لیگناک با انتشار جلد دوم کتاب آشپزی «خانگی» و ملیسا دا کاستا با رمان «همه آبی آسمان» با فروش 244.853 نسخه و اورلی کلودل نویسنده رمان «گیلاس روی کیک» با فروش 242.009 نسخه قرار گرفته‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...