کتاب «ریتم در موسیقی» نوشته شهرام مظلومی توسط انتشارات سروش به چاپ سی‌وهفتم رسید.

ریتم در موسیقی شهرام مظلومی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ سی‌وششم این‌کتاب اردیبهشت امسال به بازار عرضه شده بود.

این‌کتاب مجموعه درس‌ها و تمرین‌های طبقه‌بندی‌شده ریتم است که در ۶ فصل تدوین شده و تاکید مطالبش بیشتر بر اجرای فیگورهای ریتمیک و پیوند آن ها با یکدیگر است.

در این‌کتاب طرز اجرای فیگورهای ریتمیک به ۲ طریق ارائه شده است؛ ابتدا با حرکت دست‌وپا، سپس با ضربات انگشتان دست. اجرا به طریقه اول مقدمه‌ای برای اجرای دقیق‌تر و طریقه دوم پرداختن به جزئیات فیگورها است.

در سه‌فصل اول، ضرب سیاه مختص یک‌پریود کامل دو قسمتی (رفت و برگشت پا) و سیاه نقطه دار مختص یک‌پریود سه قسمتی (ترسیم حرکت فضایی دست به صورت مثلث) انتخاب شده است. در فصل چهارم نویسنده تغییر شکل در ضرب میزان های (ساده و ترکیبی) را برای علاقمندان به موسیقی تدوین کرده است.

ریتم‌ها و میزان‌های لنگ، اختلاط فیگورهای ریتمیک ساده و ترکیبی و تمرین‌های ویژه اصول گفته شده؛ هم مطالبی هستند که در فصول پنج و شش کتاب به آن‌ها پرداخته شده است.

چاپ سی‌وهفتم این‌کتاب با ۸۰ صفحه، شمارگان ۵ هزار نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...