فهرست هفتگی جدید کتاب‌های داستانی پرفروش‌ نیویورک‌تایمز درحالی منتشر شد که اثر جدید «جانت ایوانویچ»، نویسنده پرفروش آمریکایی در رتبه اول آن دیده می‌شود.

به گزارش ایسنا، «بیست و شش» نام جدیدترین رمان «‌جانت ایوانویچ» است که درحقیقت دنباله‌ای از سری داستان‌های «استفان پلام»‌ محسوب می‌شود. رمان‌ «یک پُک» این نویسنده که یکی دیگر از سری داستان‌های «استفانی پلام»‌ است،‌ پیش‌تر توسط زهره زادسر به زبان فارسی ترجمه و توسط نشر آموت منتشر شده است.

رمان «محافظان»‌ نوشته «جان گریشام» که‌ برای پنجمین هفته متوالی در فهرست پرفروش‌های این نشریه قرار دارد این هفته نیز در رتبه دوم به چشم می‌خورد. «گریشام» در این رمان داستان درگیر شدن وکیلی به نام‌ «کالن پست» با چندین قاتل بی‌رحم را روایت می‌کند.

در رتبه سوم اما رمان «ماه آبی» نوشته «لی چایلد»‌ قرار گرفته است. «‌ماه آبی»‌ که این هفته سومین هفته از حضورش در این فهرست را پشت سر می‌گذارد موفق شده بود در  نخستین هفته انتشارش به صدر فهرست راه یابد. رمان «‌ماه آبی»‌ نیز یکی دیگر از مجموعه ‌داستان‌های مشهور «چایلد» درباره شخصیت «جک ریچر»‌ است که این‌بار داستان اتفاقاتی را که برای «ریچر»‌ در نزاع بین دو گروه خلافکار اوکراینی و آلبانیایی می‌افتد روایت می‌کند.

جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند و می‌فروشند!

«جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»‌ [Where the crawdads sing] نوشته دلیا اونز[Owens, Delia] نیز همچنان برای شصت و سومین هفته متوالی به سلطه خود برای حضور در لیست  پنج اثر پرفروش داستانی نیویورک‌تایمز ادامه داده است. رمان‌ پرفروش «اوئنز» که این هفته در جایگاه چهارم قرار دارد داستان دختری به نام «کیا» و حوادث پیچیده‌ای را که به دنبال کشف جنازه مرد جوانی در شهر محل زندگی این دختر مشهور به «دختر مرداب» به وقوع می‌پیوندد، روایت می‌کند.‌

رمان «آتش شب» که جدیدترین نوشته‌ «مایکل کانلی» و جدیدترین سری از مجموعه داستان‌های «هری بوش»‌ محسوب می‌شود، این هفته در رتبه پنجم این فهرست قرار گرفته است. «کانلی» پیش‌تر ۲۱ رمان دیگر درباره داستان‌های «هری بوش» نوشته بود. تاکنون بیش از  ۶۰ میلیون نسخه از آثار مختلف این نویسنده آمریکایی در سراسر دنیا فروخته شده‌ است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...