گئورگی گوسپودینوف [georgi gospodinov]، نویسنده اهل بلغارستان برای رمان «پناهگاه زمان» [Time Shelter] با ترجمه آنجلا رودل، برنده جایزه بوکر بین‌المللی 2023 [The International Booker Prize] شد.

گئورگی گوسپودینوف [georgi gospodinov]، پناهگاه زمان» [Time Shelter]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، سومین رمان نویسنده بلغاری، گئورگی گوسپودینوف، «پناهگاه زمان» درباره راه‌اندازی «کلینیکی چند طبقه برای گذشته» است که درمان امیدوارکننده‌ای را برای مبتلایان به آلزایمر ارائه می‌دهد: هر طبقه یک دهه را با جزئیات دقیق بازتولید می‌کند و بیماران را به گذشته می‌برد.

گوسپودینوف نویسنده و نمایش نویس بلغاری است. «پناهگاه زمان» چهارمین کتاب گوسپودینوف است که به زبان انگلیسی ترجمه شده است. وقتی این کتاب در بلغارستان چاپ شد در صدر پرفروش‌ها قرار گرفت و جایزه اروپایی استرگا را به خود اختصاص داد.

رودل، مترجم این کتاب به انگلیسی، موسیقیدان و مترجم ادبی است که در بلغارستان کار و زندگی می کند.

با برنده شدن «پناهگاه زمان» این دومین بار در دومین دوره متوالی است که جایزه بوکر جهانی به کتابی از زبانی می‌رسد که تاکنون در این جایزه مورد توجه قرار نگرفته بود. رمان «مقبره شنی» نوشته گیتانجالی شری که سال گذشته برنده این جایزه شد، نخستین رمان هندی ترجمه شده به زبان انگلیسی است که این جایزه را دریافت کرد.

دیگر نامزدهای دریافت بوکر جهانی ۲۰۲۳ عبارت بودند از:
«انجیل به روایت دنیای جدید» ترجمه ریچارد فیلکاکس از فرانسوی
«نهنگ» نوشته چئون میونگ کوان، ترجمه چی یونگ کیم از زبان کره‌ای
«سنگینی» نوشته گائوز با ترجمه فرانک وین از زبان محلی ساحل عاج
«تخته سنگ» نوشته آوا بالتلزار با ترجمه جولیا سانچز از زبان کاتالانی
«تازه متولد شده» نوشته گوادالوپ نتل با ترجمه روزالیند هاروی از اسپانیایی

جایزه جهانی بوکر با برندگان سال‌های گذشته خود از جمله هان کانگ و اولگا توکارچوک، معتبرترین جایزه بریتانیا در زمینه ادبیات داستانی ترجمه شده است.

این جایزه 50 هزار پوندی که به طور مساوی بین نویسنده و مترجم تقسیم می‌شود، هر سال به یک رمان یا مجموعه داستان اهدا می‌شود که به زبان انگلیسی ترجمه شده و در انگلستان یا ایرلند منتشر شده باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...