رمان «کتاب آدام»[Adami Girke (Adam's Book)] نوشته هاکوپ کاراپنتس [Hakob Karapents] با ترجمه آندرانیک خچومیان از سوی نشر خزه منتشر شد.

کتاب آدام»[Adami Girke (Adam's Book)] نوشته هاکوپ کاراپنتس [Hakob Karapents]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، هاکوپ کاراپنتس داستان‌نویس، روزنامه‌نگار و شاعر ارمنی در مشهورترین رمان خود، داستان روزنامه‌نگاری ارمنی را بازگو می‌کند که به امریکا جلای وطن کرده و در آنجا دچار غم غربت است. البته که غم غربت، تنها مسأله قهرمان این رمان نیست و او از این رهگذر، به جستجوی هویت و پیشینه قوم خود می‌پردازد. ضمن اینکه شخصیت اصلی «کتاب آدام»، درگیر همان قصه همیشگی انسان‌هاست؛ یعنی عشق. علاوه بر آن، نویسنده در این رمان، نیم‌نگاهی هم به منازعات تاریخی ارامنه و ترک‌ها دارد که این روزها دوباره به صدر اخبار آمده است.

کاراپنتس سال ۱۹۲۵ در تبریز به دنیا آمد و سال ۱۹۹۴ در امریکا درگذشت. او که سالیانی از عمر خود را در ایران سپری کرده بود، برای ادامه تحصیلات راهی امریکا شد و در آنجا روزنامه‌نگاری خواند و مقیم شد. در واقع، «کتاب آدام» را می‌توان به نوعی زندگینامه فرهنگی خود او دانست.

این رمان که اولین اثر مستقلِ منتشرشده از این نویسنده در ایران به شمار می‌رود، به مناسبت نود و پنجمین زادروز او انتشار یافته است.

«کتاب آدام» در ۲۷۲ صفحه و با بهای ۴۳ هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...