برندگان جوایز پولیتزر ۲۰۲۱ [2021 Pulitzer Prize] در دو بخش کتاب و روزنامه‌نگاری معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر ، برندگان جوایز پولیتزر ۲۰۲۱ که بزرگ‌ترین افتخار خبرنگاری در آمریکا است، جمعه شب بعد از سالی تاریخی معرفی شدند. سالی که یک پاندمی جهانی نابودکننده، یک انتخابات ریاست‌جمهوری دوقطبی و ناآرامی‌های نژادی آمریکا بر همه چیز اثر گذاشت.

در بخش کتاب:

کتاب داستانی: لوئیس اردریچ [Louise Erdrich] برای «دیده‌بان شب»[The Night Watchman]

پولیتزر 2021  لوئیس اردریچ [Louise Erdrich] برای «دیده‌بان شب»[The Night Watchman]

کتاب غیرداستانی: دیوید زوچینو «دروغ ویلمینگتون: کودتای خونبار ۱۸۹۸ و ظهور برتری سفید»
نمایشنامه: کاتوری هال برای نمایشنامه کمدی «پادشاه بال داغ»
تاریخ: مارسیا چاتلین برای «مجموعه: طاق‌های طلایی در آمریکای سیاه»
زندگینامه: لس پاین و تامارا پاین برای «مردگان در حال ظهورند: زندگی مالکوم ایکس»
شعر: ناتالی دیاز برای «شعر عشق پسااستعماری»
موسیقی: تانیا لئون برای «قدم زدن»

در بخش روزنامه نگاری:

یکی از نامزدهای اصلی امسال، تحقیقات نیویورک تایمز درباره اطلاعات مالیاتی رییس‌جمهور دونالد ترامپ بود. با وجود اینکه این تحقیقات برنده جایزه نشد، تایمز توانست دو پولیتزر در بخش خدمات عمومی و انتقاد به ترتیب به خاطر پوشش دادن کروناویروس و برای مقاله‌ای درباره تقاطع نژاد و فرهنگ در آمریکا برنده شود.

پولیتزر 2021 برای زندگی‌نامه‌ی مالکوم ایکس: مردگان در حال ظهورند
 

استار تریبیون واقع در مینیاپولیس هم توانست به خاطر مقاله‌ای با عنوان «کشتن جورج فلوید» و همچنین پوشش محلی‌اش برنده جایزه پولیتزر گزارش خبری فوری شود.

زنی ۱۸ ساله به نام دارنلا فریزر در این بخش مورد اشاره ویژه قرار گرفت چون قتل فلوید را با تلفن همراه خود ضبط کرد و باعث شد این خبر به سراسر جهان راه یابد.

در ابتدا قرار بود برندگان جوایز روز نوزدهم آوریل معرفی شوند، اما هیات مدیره پولیتزر جوایز را برای دومین سال متوالی به تاخیر انداخت تا ۱۸ عضوش بتوانند به جای کار از دور، به صورت حضوری گرد هم آیند. مراسم اهدای جوایز سالانه هم که معمولاً در دانشگاه کلمبیا برگزار می‌شود امسال تا پاییز به تعویق افتاده است.

گروهی از خبرنگاران روزنامه بوستون گلوب توانستند در بخش خبرنگاری تحقیقی برنده جایزه پولیتزر شوند و اد یانگ از نشریه آتلانتیک و گروهی از خبرنگاران رویترز موفق به کسب جایزه گزارشگری توضیحی شدند.

جایزه گزارشگری محلی به روزنامه تامپا بی تایمز رسید و کارکنان مارشال پراجکت از ایندیاناپولیس و اینویزیبل انستیتو از شیکاگو برنده جایزه گزارشگری ملی شدند.

چند خبرنگار بازفید نیوز از نیویورک هم موفق به کسب جایزه گزارشگری بین‌المللی شدند و بالاتر از کارکنان نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال در این بخش قرار گرفتند.

در بخش عکاسی اخبار فوری، کارکنان اسوشیتدپرس پولیتزر بردند و همچنین امیلیو مورناتی عکاس این سازمان خبری توانست در بخش عکاسی مقاله‌های بلند برنده جایزه شود.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...