«کلیات اشرف مازندرانی» با تصحیح و تحقیق هومن یوسفدهی از سوی انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری انتشارات سخن به چاپ رسید.

کلیات اشرف مازندرانی هومن یوسفدهی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، محمدسعید اشرف مازندرانی (۱۰۳۷-۱۱۲۰ق) زاده و پرورش‌یافته اصفهان و از شاعران مهاجر به هند در عهد اورنگ‌زیب و آموزگار دختر او، زیب‌النسا، بود. اشرف که در ساختن معما نیز دستی داشته، در قصیده‌سرایی بیشتر از کمال‌الدین اسماعیل و در غزل از استادش، صائب، تاثیر پذیرفته است.

اشعار اشرف مازندرانی از نظر اشتمال بر اصطلاحات و کنایات یکی از دیوان‌های مهم عصر صفوی است و به همین سبب مورد توجه و استناد فرهنگ‌نویسان نیز بوده است.

کتاب حاضر کلیات اوست که بر اساس نسخ معتبر، از جمله دو نسخه به خط شاعر، همراه با مقدمه تفصیلی و تعلیقات، تصحیح شده است.

مصحح در مقدمه‌ای مفصل به زندگی و ویژگی‌های اشرف مازندارانی، سفر و مهاجرت او به هند، خانوادۀ وی، ممدوحان، معاشران و شاگردان این شاعر و آثار او پرداخته و در بخشی دیگر از این مقدمه در معرفی کلیات اشرف مازندرانی از ویژگی‌های شعری او، نسخ خطی کلیات اشرف، نسخه‌های استفاده شده در تصحیح و روش تصحیح سخن گفته است.

در ادامه کتاب تصاویری از نسخ خطی کلیات اشرف به چاپ رسیده و متن کلیات، مشتمل بر قصاید، غزلیات، ترکیب‌بندها، مقطعات، مثنوی‌ها، رباعیات، معمیات، حسن مطالع، حسن مطلع و ابیات پراکنده، آمده است. همچنین حدود 150 صفحه از کتاب به تعلیقات هومن یوسفدهی بر اشعار اشرف مازندرانی اختصاص یافته است.

در بخش پایانی کتاب نمایه‌های متنوعی دیده می‌شود. این نمایه‌ها عبارتند از: فهرست اشعار؛ فهارس عربی؛ الفاظ و اصطلاحات هند؛ اشخاص؛ جای‌ها؛ کتاب‌ها؛ اقوام، قبایل، طوایف و پیروان ادیان و مذاهب؛ گیاهان، گل‌ها، میوه‌ها، داروها؛ جانوران و موجودات افسانه‌ای و موهوم؛ جواهرات، سنگ‌ها و فلزات؛ بادها؛ اصطلاحات دینی و مذهبی؛ اصطلاحات علوم و مشاغل؛ عناصر و مؤلفه‌های تمدنی؛ امثال؛ مادّه‌تاریخ‌ها؛ و راهنمای تعلیقات.

«کلیات اشرف مازندرانی» با تصحیح و تحقیق هومن یوسفدهی در 882 صفحه و با قیمت 255 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...