کتاب «فرهنگ زبان فارسی باستان» نوشته چنگیز مولایی منتشر شد.

فرهنگ زبان فارسی باستان چنگیز مولایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که توسط عضو وابسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی نوشته شده، با شمارگان هزار نسخه توسط انتشارات آوای خاور منتشر شده است.

در معرفی فرهنگستان از کتاب «فرهنگ زبان فارسی باستان» عنوان شده است: «فرهنگ زبان فارسی باستان» در دو بخش کلی تدوین یافته است. این لغت‌نامه تا حدودی از شیوه مرسوم و متداول در فرهنگ‌نویسی عدول کرده است؛ بدین معنی که از رعایت اختصار در گزارش اطلاعات مربوط به تعریف و تبیین مولفه‌های معنایی لغات و تعیین نوع دستوری و ذکر اشتقاق پرهیز کرده و مطالب ذیل مداخل را، تا آن‌جا که ضرورت داشته است، با ذکر امثله و شواهدی از متون موجود فارسی باستان، همراه با نقد و بررسی آرای محققان در خصوص معانی و وجه اشتقاق لغات، کاربرد نحوی آن‌ها در بافت جملات، قرائت و بازسازی لغات و عبارات آسیب‌دیدۀ کتیبه‌ها همراه ساخته است.

مجموعه حاضر در دو بخش گرد آمده است. بخش اول مشتمل بر فهرستی از لغاتی است که در کتیبه‌های فارسی باستان به کار رفته است. این لغات بر اساس مخارج حروف به الفبای اصلی تنظیم شده‌اند. در برابر هر لغت، نخست حرف‌نویسی، سپس واج‌نویسی آن آمده است. در برابر صیغه‌های افعال نیز، پس از حرف‌نویسی و واج‌نویسی، به ریشه‌های آن‌ها در بخش واژه‌نامه تفصیلی ارجاع داده شده است. پس از ترتیب الفبایی لغات، اندیشه‌نگارها (Ideogram) یا به تعبیر برخی از محققان واژه‌نگارها (Logogram) ذکر شده است. فهرست علایم و نشانه‌های مربوط به اعداد در خط میخی فارسی باستان قسمت پایانیِ بخش نخست این کتاب را تشکیل می‌دهد.

بخش دوم کتاب با عنوان «واژه‌نامه تفصیلی کتیبه‌های فارسی باستان» در واقع پیکره اصلی این لغت‌نامه است. در این بخش ریشه‌های افعال، ستاک‌های اسم و صفت، ضمایر شخصی و موصولی و اشاره، حروف اضافه، حروف ربط و قیود، به ترتیب الفبایی بررسی شده‌اند. مباحثی که ذیل مداخل مربوط به هریک از این مقولات طرح شده عبارت است از: ریشه، ستاک‌های اسم و صفت و ضمایر، حروف اضافه و حروف ربط، اجزای تشکیل‌دهنده واژه‌های مرکّب، ضبط صورت‌های صرفی برخی از لغات در ردیف مدخل‌ها، واج‌نویسی لغات و شواهد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...