کتاب «انواع ادبیات و سبک‌های ادبی فارسی؛ برگزیده مقالات دانشنامه زبان و ادب فارسی» با سرپرستی اسماعیل سعادت و به کوشش سمیه ربیعی راهی بازار کتاب شده است.

انواع ادبیات و سبک‌های ادبی فارسی؛ برگزیده مقالات دانشنامه زبان و ادب فارسی» با سرپرستی اسماعیل سعادت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجموعه که گزیده‌ای است مشتمل بر ۱۹ مقاله از مقالات دانشنامه زبان و ادب فارسی که موضوعات آن‌ها درباره انواع ادبیات و سبک‌های ادبی فارسی است، در ۵۲۰ صفحه و با قیمت ۱۱۰ هزار تومان در نشر سخن عرضه شده است.

در معرفی این کتاب می‌خوانیم: اولین مقاله به بررسی معنی لغوی و رایج «ادب» در دوره‌های مختلف می‌پردازد و برای هر معنی شواهدی از متون منظوم و منثور نقل می‌کند. در این بخش دو معیار مهم برای ادب درنظر گرفته شده است: ظرافت در گفتار و پندار و کردار و میانه‌روی در کارها. در پی آن، مولف ویژگی‌های ادب را در دوره ساسانی ذکر می‌کند که به سه رشته عمده دبیری و سخنوری (بلاغت) و آداب‌دانی تقسیم می‌شده است.

مولف سپس از انتقال ادب ساسانی به فرهنگ اسلامی و افراد موثر در آن سخن می‌گوید و این‌که، پس از مدتی، دوره درگیری دو فرهنگ عربی و فارسی پایان یافت و زمینه برای همزیستی دو فرهنگ ایرانی و اسلامی فراهم آمد و از آن پس همه آثاری که در زبان فارسی در زمینه ادب پدید آمده بود از دو سو تاثیر پذیرفت: یکی از سوی ادب ایرانی-اسلامی و دیگری از سوی ادب سنتی و ناب ایرانی، که مهم‌ترین نماینده آن در زبان فارسی شاهنامه است.

علاقه‌مندان می‌توانند در حراج نشر سخن، این کتاب را با قیمت ۸۸هزار تومان از طریق سایت نشر سفارش دهند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...