کتاب «منشور سازمان ملل متحد» به انضمام اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری و اعلامیه جهانی حقوق بشر منتشر شد.

منشور سازمان ملل متحد و و اعلامیه جهانی حقوق بشر

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «منشور سازمان ملل متحد» به کوشش محمدمهدی سیدناصری ترجمه شده است.

کتاب «منشور سازمان ملل متحد» دارای دو بخش اصلی است. بخش اول این کتاب با عنوان «متن منشور سازمان ملل متحد» دارای نوزده فصل بوده و بخش دوم آن نیز با عنوان «اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری» خود به پنج فصل تقسیم‌بندی می‌شود.

در قسمت تاریخچه این کتاب به وقوع جنگ جهانی اول و دوم و نیز چگونگی تشکیل سازمان ملل متحد و نقش این سازمان در پایان دادن به جنگ پرداخته شده است. قسمت دوم کتاب نیز توضیحات مفصلی در حوزه متن منشور سازمان ملل متحد داده است. ضمن آن که اعلامیه جهانی حقوق بشر و متن اعلامیه نیز ضمیمه کتاب شده است.

در توضیحات کتاب پشت جلد آن آمده است:

«منشور سازمان ملل متحد در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ در سانفرانسیسکو در پایان کنفرانس ملل متحد درباره تشکیل یک سازمان بین‌المللی به امضا رسید و در ۲۴ اکتبر همان سال لازم‌الاجرا گردید. اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری، جز لاینفک منشور سازمان ملل متحد است. هدف منشور نجات بشریت از جنگ؛ تاکید مجدد بر حقوق بشر و کرامت و ارزش‌های والای انسانی؛ اعلام تساوی حقوق زنان و مردان و ملت‌های کوچک و بزرگ؛ و ترویج رفاه تمام افراد بشر است. منشور سازمان ملل متحد بنیاد صلح و امنیت ملی است».

کتاب «منشور سازمان ملل متحد» با شمارگان ۱۰۰۰ جلد در ۱۹۶ صفحه به بهای ۳۹ هزار تومان توسط موسسه نشر و تحقیقات ذکر به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

نباید دموکراسی را پیشکشی بدانیم که به ودیعه نهاده شده است؛ بلکه چیزی است که ما خودمان باید اینجا بسازیم... دو ماه بعد از انتشار ممنوع شدند... تمایلی برای بی‌توجهی به گذشته وجود دارد. حال آنکه ما حاصل گذشته‌ایم... بیداد خارجی همیشه پشتیبان بیداد بومی بوده... سیاهان در مبارزه‌شان علیه نژادپرستی انگلستان با فهماندن حق سکونتشان می‌گویند: «ما اینجا هستیم، چون شما آنجا بودید». ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...