دو کتاب «تاریخ کامل نسل‌کشی ارمنیان» و «نسل‌کشی ارمنی» توسط نشر افکار منتشر شد.

تاریخ کامل نسل‌کشی ارمنیان» (The Armenian Genocide: A Complete History)  رِیموند کِوُرکیان (Raymond Haroutioun Kévorkian)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب دو جلدی «تاریخ کامل نسل‌کشی ارمنیان» (The Armenian Genocide: A Complete History) ترجمه‌ای است از اثر مفصل رِیموند کِوُرکیان (Raymond Haroutioun Kévorkian) که در سال 2006 منتشر و با ترجمه‌ سعید‌ کریم‌پور - پژوهشگر الهیات (شاخه‌ ادیان و عرفان) - و ویراستاری زهره باوندی - عضو هیئت دانشگاه آزاد اسلامی (واحد تهران مرکز) - به فارسی برگردانده شده است.

این کتاب که در اصل به زبان فرانسوی در سال 2006 منتشر شده، علاوه بر ترجمه‌ انگلیسی که برای برگردان فارسی استفاده شده، به زبان‌های مختلفی از جمله ترکی استانبولی ترجمه و با عنوان Ermeni Soykirimi: Ciltli در سال 2015 چاپ شده است.

این کتاب جزو شش عنوان برگزیده‌ی هیأت برگزاری مراسم «صدمین سالگرد قتل‌عام ارامنه» منتخب «شورای خلیفه‌گری ارامنه‌ی تهران» است که در سال 1394 این مراسم را با همراهی نهادهای مختلف ارامنه و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت امور خارجه و نیز سفارت ارمنستان در ایران برگزار کردند.

شش عنوان کتاب برگزیده شامل دو اثر پژوهش تاریخی و چهار کتاب داستانی و خاطرات بازماندگان نسل کشی بود که از آن میان، چهار اثر اخیر تاکنون منتشر شده و کتاب «نسل‌کشی ارمنی: شواهدی از بایگانی‌های وزارت خارجه آلمان (1915-1916)» (The Armenian genocide: Evidence from the German Foreign Office Archives, 1915-1916) با ترجمه‌ پروین دانشور از نسخه‌ انگلیسی کتاب در نشر افکار منتشر خواهد شد.

این اثر که با تدوین و ویرایش ولفگانگ گوست (Wolfgang Gust) ، سردبیر سابق نشریه‌ آلمانی اشپیگل، و مقدمه‌ واهاک دادریان (Vahakn N. Dadrian) در آلمان منتشر شده، کتابی مستند است که ترجمه‌های مختلفی از آن و از جمله به زبان ترکی استانبولی با عنوان Alman Belgeleri, Ermeni Soykırımı 1915-16 در سال 2012 چاپ شده است.

نسل‌کشی ارمنی: شواهدی از بایگانی‌های وزارت خارجه آلمان (1915-1916)» (The Armenian genocide: Evidence from the German Foreign Office Archives, 1915-1916) ولفگانگ گوست (Wolfgang Gust)

نشر افکار پیش از این دو کتاب داستانی در همین موضوع، شامل رمان «دختران قلعه‌ شنی» (The Sandcastle Girls) اثر کریس بوهجالیان (Chris Bohjalian) با ترجمه‌ رافی آراکلیانس و «آروسیاک: بازمانده‌ی خوی» (The survivor) اثر رزماری هارطونیان (Rosemary Hartounian Cohen) با ترجمه‌ زهره باوندی و مقدمه‌ علی‌اصغر سعیدی منتشر کرده است.

در بخشی از کتاب نسل‌کشی ارمنی می‌خوانیم: «آلمان در حوالی پایان جنگ جهانی اول از طریق حمایت محرمانه از اقدامات امدادی برای قربانیان ارمنی، یا پس از جنگ از طریق دستکاری در پرونده‌‌ها، تلاش کرد خود را در وضعیت مطلوبی برای مذاکرات پاریس قرار دهد، اما این تلاش‌‌ها بیهوده بود. چون در خلال مذاکرات پاریس بر سر‌ آینده آلمان، که منجر به قرارداد ورسای شد، به‌هیچ‌وجه از نژادکشی ارامنه حرفی به میان نیامد.

پس از آنکه روسیه کمونیست در سال 1917 به قدرت رسید و از حمایت نظامی ارامنه خودداری کرد و نیروهایش را عقب کشید - و ترکیه به سرزمینی یورش برد که امروز جمهوری ارمنستان است - باقی‌مانده متحدان سابق در پاریس جمع شدند و حمایت سیاسی خود را از ارمنستان برداشتند، و با پیروان کمال پیروز متحد شدند. حتی ایالات متحده که وفادار‌ترین شریک ارامنه در جنگ جهانی بود، ارامنه را به سرنوشت خود ر‌ها کرد. پیمانی که ارمنستان را مستقل پیش‌بینی می‌کرد - چیزی که فقط آمریکا می‌توانست تضمین کند - نهایی نشده بود. در عوض، پیمانی با ترکیه منعقد شد که براساس آن، ارامنه اندکی که باقی مانده بودند، بدون هیچ حمایتی همچنان در ترکیه بمانند.

گرچه، دیپلمات‌های آلمانی واژه آلمانی «قتل‌عام» را در خلال جنگ جهانی اول به کار می‌بردند، کلمه «نسل‌کشی» که امروز در سطح بین‌المللی پذیرفته شده است، در سال 1914 برای اولین‌بار توسط رافائل لِکمین، وکیل لهستانی و نجات‌یافته از هولوکاست، به کار رفت. با تحریک او بود که سازمان ملل با کنوانسیون منع و مجازات جنایت ‌نسل‌کشی در سال 1948 موافقت کرد. برطبق این کنوانسیون، مقصر باید «با قصد انهدام کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی» اقدام کند. او باید همچنین برخی جنایات مانند «کشتن اعضای گروه یا واردکردن لطمه جسمی یا روحی به آنان» مرتکب شود. طبق این تعریف - و اسناد تهیه‌شده توسط دیپلمات‌های آلمانی - همگی بر این موضوع توافق دارند که اقدام علیه ارامنه در تعریف ‌نسل‌کشی قرار دارد. گزارشات نمایندگان دیپلماتیک آمریکا در ترکیه، که در این کتاب آمده است، نیز دقیقاً به همین نتیجه می‌رسد.

زمانی باید فرا رسد که هرچه مورد غفلت قرار گرفته است، دوباره رسیدگی شود. در غیر این صورت، در نهایت معلوم می‌شود آن سروان ترکی که بین مالاتیا و سیواس می‌نشیند، و با دقت تاریخچه رفتار شرم‌آور هم‌وطنانش را ثبت می‌کند، درست می‌گفته است که «اگر دولت آلمان خود را از شرمی که بر دوش دارد، پاک نسازد، من باید بیش از آنچه از خودم بدم می‌آید، از او متنفر باشم».

همچنین در بخش دیگری از مقدمه کتاب تاریخ کامل نسل‌کشی ارمنیان آمده است: «انهدام ‌‌‌گروه‌های ‌‌تاریخی به دست حکومت‌ها همیشه نقطه اوج فرایندهایی است که در محیط‌های سیاسی و اجتماعی خاص، به‌ویژه در بسترهای چندملیّتی، خود را نشان می‌دهد. از نظر ترتیب وقایع، پیش از عملی شدن اهداف مربوط به قتل‌عام، عمدتاً دوره‌هایی از تشدید فزاینده جریان‌های مربوط به آن طی می‌شود که ریشه در تجربه‌های گوناگون، ناکامی‌های دسته‌جمعی، سرخوردگی‌ها و ناسازگاری‌های شدید دارد.
توجیه ‌این جریان هم نوعی طرز فکر است که حذف «دشمنان داخلی» از بدنه اجتماعی را مدّ نظر قرار می‌دهد. با این حال، هر یک از این نمونه‌های خشونت همراه با قتل‌عام، از منطق خاص خود تبعیت می‌کند که موجب منحصربه‌فرد بودن آن است. نابودی فیزیکی جمعیت ارمنی امپراتوری عثمانی هم به‌نوبه خود ویژگی منحصربه‌فردی‌ دارد: این موضوع به‌منزلة شرطی لازم برای ساختن یک کشور ملی ترک در نظر گرفته می‌شد که هدف اعلای «ترک‌های جوان» بود. به‌عبارت‌دیگر، این دو پدیده پیوندی ناگسستنی با هم دارند، و اگر یکی از آنها را نادیده انگاریم، دیگری را هم نمی‌توانیم درک نماییم.

کتاب حاضر با همین فرض تدوین شده و ساختاری مبتنی بر آن دارد. «انهدام به‌مثابه خودسازی» احتمالاً باید شعار «انجمن اتحاد و ترقی» بوده باشد، و همین نکته راهگشای این مطالعه خواهد بود. در اتخاذ این رویکرد، من بر آن بوده‌ام که از منظری به موضوع نگاه کنم که هم بر گروه «ترک‌های جوان» و هم بر نخبگان ارمنی اشراف داشته باشم. از نظر روش کار نیز‌ شیوه انتخابی من به بررسی سیر تحول درونی این محافل محدود بوده است. کوشیده‌ام ‌‌‌‌‌‌‌‌‌واکنش‌های هر دو گروه را در شرایط بحرانی مورد ارزیابی قرار دهم و سرانجام ماهیت روابط بین دو گروه، همگرا و واگرا، و حتی شباهت‌های عقیدتی آنان را مطالعه کنم.

به‌این‌ترتیب، ‌‌‌‌سیاست‌های ‌‌داخلی امپراتوری عثمانی که از منظر نخبگان امپراتوری مورد بررسی قرار گرفته، قالب اصلی این کتاب و بیان‌کننده مسائل غامض آن است. این دیدگاه کتاب حاضر را از مطالعات پیشین که عموماً دور محور «مسأله شرقی» و مداخلات اروپایی در امپراتوری عثمانی می‌گردند، متمایز می‌نماید. در اینجا نیازی ندیده‌ام روایت‌های تاریخ‌نگاران را درباره این موضوع پیش بکشم؛ شاید چون بیشتر خود را از آنان دور نگه داشته باشم. به هرحال، تاریخ‌نگاری کاری پیچیده است که گاه ضرورت دارد خود نیز مورد بررسی قرار گیرد؛ کاری که پرداختن به آن ما را از موضوع اصلی‌مان منحرف می‌کرد.»

کتاب «تاریخ کامل نسل‌کشی ارمنیان» (دوره‌ دو جلدی) جلد اول 640 صفحه و جلد دوم 740 صفحه در قطع وزیری با جلد سخت به بهای 700 هزار تومان منتشر شده است. همچنین «نسل‌کشی ارمنی» در 720 صفحه، قطع وزیری، جلد سخت به بهای 400 هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...