کتاب «تاریخ جهانی آجر» [Brick : a world history] با هدف به نوشتار درآوردن و بارخوانی تاریخ مهم‌ترین ماده‌ ساخت‌وساز بشری نوشته شده که تا پیش‌ازاین، تاریخش تاریخ فراموشی بوده‌ است.

تاریخ جهانی آجر» [Brick : a world history] جیمز کمپل [James W. P. Campbell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «تاریخ جهانی آجر» به قلم جیمز کمپل [James W. P. Campbell]، مدیر مطالعات معماری و تاریخ هنر در کالج کوئینز، کمبریج و عکسهای ویل پرایس [Will Pryce] با ترجمه مائده کلانتری از سوی انتشارات ویژه نشر به چاپ رسیده است.

این کتاب به تاریخ آجر در جهان می‌پردازد. داستان آجر از خشت‌ها و آجرهای اولیه در تمدن‌های کهن آغاز می‌شود و به ترتیب زمان تغییراتی که در تولید آجر رخ داد بیان می‌شود. انواع روش‌های تولید آجر، قالب، کوره، ابزارها و روش‌هایی که برای ساخت آجر به کار رفته‌اند معرفی می‌شوند. همچنین شرایط اجتماعی و اقتصادی که در چگونگی و نحوه استفاده از آجر تاثیر داشتند. قوانین و الزام اجتماعی، تشکیل اصناف و شکل‌گیری قانونمند حرف مرتبط با ساختمان و آجرچینی مطرح می‌شوند و داستان آجر ادامه می‌یابد. در هر فصل اتفاقات مهم در نحوه تولید یا استفاده آجر و همچنین نمونه‌های شاخص بناهای معماری که با آجر ساخته شده‌اند معرفی می‌شوند. در مورد هر بنا نیز اطلاعات مفیدی در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد.

آجر، این بزرگ‌ترین دستاورد بشری برای رسیدن به پایداری و قوام مکان‌های زندگی؛ به شکل حیرت‌‎انگیزی، قریب به دوازده هزار سال است که بشر ساختمان‌های آجری را ساخته و در آن‌ها ساکن شده‌ است و چنان با این ماده‌ ساختمانی سهل‌الممتنع اخت یافته که گویی همیشه بوده، هست و خواهد بود، به مانند جزء همیشگی جهان پیرامون! اعجاب و اعجاز آجر اما بسیار عمیق‌تر از اینهاست؛ از اعماق تمدن‌های بین‌النهرینی تا کاخ‌ها و معابد عظیم در میانمار، چین و یونان و روم باستان، از بناهای دوران سلجوقی و سامانی و صفوی تا سرتاسر اروپای قرون وسطی و پس‌ از آن تا همین امروز، آجر ماده‌ اصلی ساخت‌وساز در اکثر قریب به اتفاق جغرافیاهای انسانی بوده‌ است. این تنوع و گونه‌گونی مدام در انواع آجر و قابلیت منحصربه‌فردش در جای گرفتن در فرم‌ها و سبک‌های مختلف معماری، موجب شده آن‌قدر ببینیمش که از کنار تاریخش بی‌توجه بگذریم.

کتاب «تاریخ جهانی آجر» با هدف به نوشتار درآوردن و بازخوانی تاریخ مهم‌ترین ماده‌ ساخت‌وساز بشری نوشته شده که تا پیش‌ از این، تاریخش تاریخ فراموشی بوده‌ است! «جیمز دبلیو پی کمپل» با همراهی عکس‌های «ویل پرایس» با سفرهای دور و درازش به سرتاسر جهان، یک تاریخ هنر و معماری نوشته با ایستادن بر سر تاریخ‌نگاری درباره‌ آجر. این کتاب به این ماده‌ ساختمانی زیبا و به شدت منعطف، هم‌چون همراهی همیشگی نگاه کرده که تا امروز کار درست و دقیقی برای شناختش انجام نشده و به همین دلیل خواندنش، حرکت در مسیری‌ است که انسان فهمید باید مأمنی بادوام و زیبا برای زندگی روی زمین داشته باشد. تاریخ جهانی آجر، هرچند تاریخ رنج‌های پشت تولید آجر در تاریخ انسان نیست ولی نشان می‌دهد که چرا آجر چیزی‌ است مربوط به معماری ما از گذشته‌های بسیار دور تا آینده‌های دورتر.

کتاب «تاریخ جهانی آجر» به قلم جیمز کمپل با ترجمه مائده کلانتری در 335 صفحه (وزیری) به بهای یک میلیون و صدوهفتاد هزار تومان در انتشارات ویژه نشر به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...