«درون اردوگاه‌ها: تبعیدگاه‌ های‌تک چین» [In the camps : life in China's high-tech penal colony] نوشته درن بایلر [Darren Byler] با ترجمه مسعود یوسف حصرچین از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.

درون اردوگاه‌ها: تبعیدگاه‌ های‌تک چین» [In the camps : life in China's high-tech penal colony] نوشته درن بایلر [Darren Byler]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، دارن بایلر، انسان شناس و نویسنده آمریکایی است. او استادیار مطالعات بین‌الملل در دانشگاه سایمون فریزر است.بایلر در مورد اویغورها در چین تخصص دارد و در مورد سرکوب مداوم این گروه قومی در چین، مانند اردوگاه‌های زندان سین کیانگ، نوشته است.

بایلر دارای لیسانس تاریخ و روزنامه نگاری تصویری از دانشگاه ایالتی کنت، کارشناسی ارشد در مطالعات آسیای شرقی از دانشگاه کلمبیا و دکترا در انسان شناسی اجتماعی ـ فرهنگی از دانشگاه واشنگتن است.

در معرفی این کتاب آمده است: سال‌هاست که منطقۀ وسیعی در شمال غرب چین بستر انواع جدیدی از خشونت حکومتی و استعمار است و بیش از یک‌‌و‌نیم‌میلیون مسلمان اویغور در اردوگاه‌های اقامت اجباری و کارخانه‌های مربوط به این اردوگاه‌ها ناپدید شده‌اند. درن بایلر، یکی از متخصصان پیشتاز جامعه اویغورها و سامانه‌های نظارتی چین، با اتکا به ساعت‌ها مصاحبه با نجات‌یافتگان این اردوگاه‌ها، هزاران سند دولتی و بیش از یک دهه پژوهش نشان می‌دهد که چگونه شبکه گسترده‌ای از فناوری شرکت‌های خصوصی ـ تشخیص چهره، صدا و داده‌های تلفن‌های همراه ـ به حکومت و شرکت‌ها این امکان را داده است که میلیون‌ها اویغور را به سبب فعالیت‌های دینی و فرهنگی‌شان وارد فهرست سیاه کنند.

آن‌ها بازداشتی‌ها را به اتهام «جرم‌های پیشاوقوع» که گاهی صرفاً شامل نصب اپلیکیشن‌های شبکه‌های اجتماعی است برای «آموزش» به اردوگاه‌ها می‌فرستند و مجبورشان می‌کنند دولت چین را بستایند، اسلام را انکار و خانواده‌هایشان را تقبیح کنند و در کارخانه‌های مربوط به اردوگاه‌ها رایگان یا در ازای دستمزدی بسیار اندک کار کنند. بایلر به سین‌کیانگ می‌رود تا نشان دهد آسایش حاصل از استفاده از تلفن‌های هوشمند برای اویغورها به چه فاجعه‌ای تبدیل شده و فناوری رایج در سرتاسر جهان، که شرکت‌هایی از سیاتل تا پکن آن را تولید می‌کنند، اشکال جدیدی از خفقان را برای مردم سرتاسر جهان به وجود می‌آورد.

انتشارات ققنوس این کتاب را در 168 صفحه به قیمت 65 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...