گروهی متشکل از بیش از ۲۰۰ نویسنده برجسته بریتانیا با امضای نامه‌ای سرگشاده خواستار تحریم کامل اسرائیل شده‌اند. این نامه که خواهان قطع همه روابط با اسرائیل تا زمان ارسال کمک‌های کافی به نوار غزه است، پس از هشدار «طبقه‌بندی یکپارچه امنیت غذایی» درباره آغاز قحطی در این منطقه منتشر شده است.

زیدی اسمیت، الیف شافاک و 200 نویسنده انگلیسی خواستار تحریم اسرائیل شدند

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، از آغاز درگیری‌ها در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از ۱۹۷ نفر در غزه بر اثر گرسنگی یا بیماری‌های مرتبط با سوءتغذیه جان باخته‌اند.

از جمله امضاکنندگان این نامه می‌توان به زیدی اسمیت، مایکل روزن، ایروین وِلش، حنیف قریشی، برایان اینو، الیف شافاک، جرج مونبیو و جف دایر اشاره کرد.

در متن نامه آمده است: «از همه افراد، نهادها، دولت‌ها و کشورها می‌خواهیم که تحریم کامل تمامی اشکال تجارت، مبادله و همکاری با دولت اسرائیل را تا زمانی که مردم غزه به‌طور کامل به آب آشامیدنی، غذا و تجهیزات پزشکی دسترسی پیدا کنند و سایر نیازهای اساسی‌شان تحت نظارت سازمان ملل تأمین شود، رعایت کنند.»

این نامه به ابتکار هوراشیو کلر تهیه شده است؛ نویسنده‌ای که پیش‌تر نیز در ماه مارس نامه‌ای با امضای جمعی از نویسندگان منتشر کرده و در آن اسرائیل را به «ارتکاب نسل‌کشی در غزه» متهم کرده بود.

امضاکنندگان در ادامه تصریح کرده‌اند: «ما این درخواست را مطرح می‌کنیم زیرا سخنان و احساسات میلیون‌ها انسان و هزاران سیاستمدار در سراسر جهان نتوانسته است به تغذیه مردم غزه، حفاظت از غیرنظامیان یا رساندن کمک‌های انسانی و پزشکی به آن‌ها منجر شود.ما تأسف می‌خوریم که این تحریم، بسیاری از افراد و گروه‌ها در اسرائیل و کشورهای دیگر را که با سیاست‌های دولت بنیامین نتانیاهو مخالف‌اند و درد و همدلی‌شان با مردم غزه را با ما شریک‌اند، تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.»

امضاکنندگان تأکید کرده‌اند این تحریم باید تا زمانی ادامه پیدا کند که سازمان ملل وضعیت غیرنظامیان غزه را «ایمن و برخوردار از غذای کافی و کمک‌رسانی» اعلام کند.

آن‌ها همچنین خواستار «آزادی همه گروگان‌ها و بازداشت‌شدگان بدون محاکمه از هر دو طرف»، «پایان خشونت شهرک‌نشینان علیه فلسطینیان در کرانه باختری» و «آتش‌بس فوری و دائمی و توقف خشونت» شدند.

در بخش دیگری از نامه آمده است: «ما با مقاومت مردم فلسطین، یهودیان و اسرائیلی‌هایی که با سیاست‌های نسل‌کشی دولت کنونی اسرائیل مخالف‌اند، ابراز همبستگی می‌کنیم و یادآور می‌شویم که گروه‌های برجسته و معتبر یهودی و اسرائیلی در اسرائیل و سایر کشورها از جمله بسیاری از همکاران نویسنده ما اخیراً خواستار اعمال تحریم‌های جدی و مؤثر علیه نهادهای اسرائیلی شده‌اند. ما نیز بر این موضع تأکید می‌کنیم که این تحریم تنها باید متوجه افراد و نهادهایی باشد که به‌طور عینی مسئول شناخته می‌شوند.»

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...