منظر محمدی می‌گوید: «تاریخ فشرده پوشاک» [Costume and fashion : a concise history] اثر جیمز لور [James Laver] امروز در دنیا یکی از رفرنس‌های اصلی و معتبر تاریخ لباس جهان است. وی اَشکال پوشاک مردم را بر اساس بازنمایی‌های تاریخی باقی‌مانده از آن‌ها، با در نظر گرفتن تاریخ دقیق آثار، مو به مو تحلیل می‌کرد.

تاریخ فشرده پوشاک» [Costume and fashion : a concise history] اثر جیمز لور [James Laver]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا،  تاریخ و تاریخ‌نگاری تا چند صباح پیش‌تر از این در خدمت سیاست و حوزه‌های مربوط به سیاست بود اما طی چند دهه اخیر مورخان و تاریخ‌نگاران حوزه‌های جدیدی در تاریخ را یافته‌اند که هرچند نوپا اما از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. یکی از این حوزه‌ها حوزه تاریخ اجتماعی است که در آن به بود و باش زندگی انسان‌ها می‌پردازد. پوشاک یکی از مهمترین حوزه‌های زندگی اجتماعی انسان‌ها بوده و هست و همچنین در طول حیات خود دچار تحولات بسیار زیادی شده است. کتاب «تاریخ فشرده پوشاک و فشن» با همین نگاه در پی فهم تغییرات و تحولات پوشش و لباس انسان‌ها بوده است. این کتاب هرچند کاری فشرده و مختصر است اما نگاه کامل و جامعی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. جیمز لور نویسنده، منتقد، مورخ هنر و متصدی موزه انگلیسی بود كه از سال 1938 تا 1959 به عنوان حافظ چاپ، نقاشی و نقاشی برای موزه ویكتوریا و آلبرت عمل می‌كرد. مورخ مهم و پیشگام مد به عنوان مردی در انگلستان که مطالعه لباس را قابل احترام کرد توصیف کرد. با منظر محمدی مترجم کتاب گفت‌وگویی داشته‌ایم و از چند و چون ترجمه این کتاب بیشتر جویا شده‌ایم.

بانگاهی به کارنامه کاری شما و ترجمه‌هایی که انجام دادید آنچه که مشهود است مسیر متفاوت شما در تاریخ‌نگاری و حیات تاریخی جوامع است. چه چیزی شما را به سمت این زمینه از موضوعات تاریخی سوق داده است و این موضوعاتی مثل لباس، فشن، مد و... چه اهمیتی می‌تواند در جوامع داشته باشد؟
رشته تحصیلی من در دوره کارشناسی «طراحی پارچه و لباس» (دانشگاه هنر تهران) بود و در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا هم که در رشته «پژوهش هنر» تحصیل کردم، همیشه در حوزه پوشاک و فشن مشغول مطالعه بودم. در ضمن حدود پانزده سال است که به تدریس تاریخ پارچه و پوشاک و فشن و سایر دروسِ نظری و عملی مرتبط مشغول هستم. از نظر من شناخت و درک تحولات تاریخ فرهنگی اهمیت فوق‌العاده‌ای در درک ساختارهای فرهنگی معاصر در تمام جوامع دارد. اما اهمیت شناختِ فرهنگ پوشاک غرب برای ما، به‌خصوص برای محققان، دانشجویان، طراحان و سیاست‌گذاران فرهنگی پوشاک، در این است که آن‌چه امروز مردم در اکثر جوامع  جهان، از جمله جامعه ما، به تن می‌کنند، اَشکالی از نظام‌های پوشاک غربی است. طراحان و تولیدکنندگان مستقیماً تابع فرم‌ها و شیوه‌های پوشاک غربی، یا به عبارت بهتر، شیوه‌های پوشاک جهانی هستند. بنابراین شناخت این حوزه به معنی شناختِ بهتر مظاهرِ فرهنگ مادی خودمان در دوران معاصر است.


یکی از مهمترین مسائلی که در ترجمه کارهای شما به خصوص کتاب تاریخ پوشاک و فشن مسئله حذف تاریخ سیاسی در این آثار است. آیا فکر نمی‌کنید تاریخ مسائل فرهنگی بدون توجه به مسائل سیاسی می‌تواند امری ناقص باشد؟
مسلماً تاریخ تحولات فرهنگی با تاریخ اجتماعی و سیاسی به شدت درهم تنیده‌اند. برخلاف آن‌چه شما گفتید، جیمز لور (مؤلف کتاب تاریخ فشرده پوشاک و فشن)، نه تنها تاریخ پوشاک را مستقل از تحولات اجتماعی و رویدادهای سیاسی ندیده است، بلکه این تحولات را مبنای تغییر شیوه‌های پوشاک در تاریخ دیده است. به طور مثال، آن‌جا که شیوه‌های پوشاک سده‌های میانه را ذکر می‌کند از تأثیر بی‌چون‌وچرای جنگ‌های صلیبی در پیدایش این شیوه‌ها سخن می‌گوید؛ یا آغاز فرایند مدرنیزاسیون شیوه‌های پوشاک مردان در انگلستانِ سده هفدهم را در ارتباط بی‌واسطه با ظهور پارلمانتاریسم و قدرت گرفتن پیوریتن‌ها و پادشاهیِ مشروطه بیان می‌کند؛ یا به همین ترتیب، از تأثیر عظیم جریان انقلاب فرانسه در شکل‌گیریِ شیوه‌های پوشاک قرن نوزدهم سخن به میان می‌آورد. یا تأثیر شگرف جنگ‌های جهانی اول و دوم بر لباس در قرن بیستم را ذکر می‌کند. اتفاقاً نکته مهم در رابطه با تفاوت شیوه تاریخ‌نویسیِ جیمز لور، به نسبت سایر تاریخ‌های لباس که صرفاً اقلام پوشاک تاریخی را فهرست می‌کنند، این است که وی شرحِ تحولات پوشاک هر دوران تاریخی را، با شرحی از تغییرات سیاسی و اجتماعی آن دوران و بر مبنای آن تغییرات ذکر می‌کند.

چرا یک مخاطب ایرانی تاریخ فشرده پوشاک و فشن را بخواند. آیا نباید که با نگاهی تحقیقی تاریخ خود پوشاک مردم ایران را نگاشت؟
خواندن کتاب‌هایی از این دست برای دانشجویان و محققان و سیاست‌گذاران عرصه پوشاک و فشن بسیار مفید است. در دانشگاه‌ها دروس متعددی در رابطه با تاریخ پارچه و پوشاک ایران و جهان ارائه می‌شود که متأسفانه منابع مطالعاتی بسیار اندکی برای آن‌ها وجود دارد. دانشجویان، و البته خود اساتید، با فقر شدید منابع ترجمه شده از این دست مواجه هستند. حتی برخی از اصولی‌ترین و بهترین کتاب‌های تاریخ پارچه و پوشاک ایران هم به دست نویسندگان خارجی تألیف شده‌اند که حتماً باید ترجمه شوند. البته که تحقیق در تاریخ پوشاک ایران امری بسیار ضروری است ولی این مورد ضرورت ترجمه 

متون تخصصی این‌چنینی را ابداً نفی نمی‌کند. تاریخ پوشاک جیمز لور، امروز در دنیا یکی از رفرنس‌های اصلی و معتبر تاریخ لباس جهان است. ما با ترجمه این متون، نه تنها به دانش این حوزه احاطه بیشتری پیدا می‌کنیم، بلکه مهم‌تر از آن، روش‌های مطالعات فرهنگی و تاریخ‌نویسی را هم یاد می‌گیریم. روش‌هایی که برای پژوهش در تاریخ فرهنگی خودمان به ما کمک می‌کنند.


در کتاب تاریخ فشرده پوشاک و فشن شاهد هستیم که مسائل خیلی کلی و گذرا بیان شده است به نظر شما این امر می‌تواند یکی از موارد نقص کتاب باشد؟
همان‌طور که عنوان این کتاب می‌گوید، این یک تاریخ «فشرده» پوشاک و فشن است. این کتابِ نسبتاً کوچک، تاریخ تحولات لباس را از دوران پیشاتاریخی تا سال 2020 نقل می‌کند. این کتاب یک تاریخ تخصصی برای دست‌اندرکاران رشته پوشاک و فشن، و البته همه علاقه‌مندان به تاریخ لباس است. بنابراین مخاطب این دست تاریخ‌های فرهنگی فشرده معمولاً کسانی هستند که صاحب دانشی پیشینی در این حوزه می‌باشند، یعنی تاریخ لباس را به طور کلی می‌شناسند و حال با این کتاب قصد دارند آن را از رویکردِ تفسیری دیگری ببینند. کتاب‌های تاریخ لباس تفصیلی‌تری هم در دنیا به نگارش درآمده‌اند که تک به تک اقلام پوشاکی را در دوره‌های مختلف فهرست می‌کنند و البته ترجمه آن دست کتاب‌ها هم مفید خواهد بود. اما همان‌طور که ذکر شد، تاریخ لباس جیمز لور، به لحاظِ نحوه خوانش او از منابع تاریخی و نیز تفاسیر زمینه‌ای او، همچنان رفرنسی معتبر در این زمینه در دنیا محسوب می‌شود و به همین سبب است که ناشر آن (Thames & Hudson) این کتاب تاریخ را مکرراً با ویرایش‌های جدید تجدید چاپ می‌کند.

آیا مؤلف در نگارش این اثر از الگوی خاصی تبعیت کرده است؟ اگر این‌گونه است کمی درباره الگوی تاریخ‌نگاری این مؤلف توضیح بفرمایید.
بله، همان‌طور که ذکر شد، جیمز لور روش خاصی در پژوهش تاریخی لباس در این کتاب و سایر تألیفات خود داشت که شاخص است. جیمز لور خود متخصص آثار موزه‌ای بود. دهه‌ها بر آثار تاریخی باقی مانده از فرهنگ‌های مختلف پژوهش کرده بود. یکی از اصول او در پژوهش تاریخ لباس این بود که آثار تصویری و حجمی اصیل تاریخی را مبنای مطالعه تاریخ تحولات لباس قرار دهد. اَشکال پوشاک مردم را بر اساس بازنمایی‌های تاریخی باقی‌مانده از آن‌ها، با در نظر گرفتن تاریخ دقیق آثار، مو به مو تحلیل می‌کرد. یکی دیگر از روش‌های خاص او، تفسیر زمینه‌ای بوده است. به عبارتی، هر تحولی در شکل پوشاک دوران‌های تاریخی را به موازات تحولات مرتبط زمینه‌های اجتماعی و سیاسی و روابط بینافرهنگی تحلیل می‌کند. جیمز لور در واقع یکی از اولین مورخان پوشاک بود که از این شیوه‌های نوین تاریخ‌نویسی استفاده کرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...