جلسه نقد و بررسی کتاب «پس از جنگ: اروپا بعد از 1945» [Postwar : a history of Europe since 1945] اثر تونی جات [Tony Judt] با حضور فرزام امین صالحی، مترجم این کتاب و سعید عدالت‌جو به عنوان منتقد در محل موزه تاریخ معاصر برگزار شد.

پس از جنگ: اروپا بعد از 1945» [Postwar : a history of Europe since 1945] اثر تونی جات [Tony Judt]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از روابط عمومی انتشارات علمی فرهنگی، فرزام امین صالحی که با ترجمه‌های دقیق و حساسیت به جزئیات تاریخی، سهم بسزایی در معرفی آثار مهم تاریخی به زبان فارسی داشته است در این نشست از همکاری انتشارات علمی و فرهنگی و شرکت چاپ و نشر کتیبه تشکر کرد و گفت: این انتشارات با اعتماد به شناخت من، سه عنوان کتاب تاریخی را منتشر کرده است که شامل کتاب‌هایی درباره‌ی تاریخ اروپا از سال 1850 تا 2000 می‌شود.

امین صالحی همچنین اضافه کرد که تونی جات، با دید واقع‌گرایانه و منصفانه به تاریخ می‌نگرد و ترجمه آثار او می‌تواند دیدگاه‌های جدیدی را به خوانندگان فارسی‌زبان ارائه دهد.

در ادامه دکتر سعید عدالت‌جو، استاد تاریخ و تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل، به تحلیل جنگ‌های جهانی اول و دوم پرداخت و گفت: جنگ جهانی اول و دوم تغییرات اساسی در جغرافیای سیاسی و فرهنگی اروپا ایجاد کردند. تونی جات در این کتاب به صورت واقع‌گرایانه‌ای به بررسی این دوران‌ها پرداخته است.
وی همچنین تاکید کرد: نویسنده با دیدی بی‌طرفانه و انتقادی به بررسی تاریخ اروپا پرداخته و نشان داده است که تاریخ نه تنها یک علم ایستا نیست، بلکه همواره در حال پیشرفت و تحول است.

در پایان این جلسه، از کتاب «داستان‌های مدرنیته» که اخیرا توسط فرزام امین صالحی ترجمه شده است، رونمایی شد. این کتاب با 313 صفحه و مدیریت هنری مهدی دوایی در پاییز 1403 منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...