کتاب "بوعلی سینا" تألیف شرف‌الدّین خراسانی(شرف)، فتح‌الله مجتبائی، تقی بینش و علیرضا جعفری نائینی با نظارت کاظم موسوی بجنوردی از سوی بنیاد علمی بوعلی سینا و مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی است.

به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب حاضر که با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلام ی و مدیر آن کاظم موسوی بجنوردی تهیه شده، یکی از دقیقترین و موثق‌ترین تک‌نگاری‌های معاصر درباره این حکیم برجسته است.

نویسندگان کتاب از دانشوران برجسته و متخصصین بزرگ وطن ما هستند و بر اساس جدیدترین و بهترین منابع، بخشهای مختلف این کتاب را تحریر کرده‌اند.

در مقدمه کتاب آمده است که :اهمیت و اعتبار شیخ الرئیس ابوعلی سینا نیاز به باز گویی ندارد. او نماد عقل و دانایی و برجسته ترین دانشور جهان اسلام و ایران است. درخشش علمی و حکمی بوعلی، سراسر تاریخ و فرهنگ ایران را روشن ساخته و تقریباً هیج یک از شعب علوم و فلسفه و کلام را خالی از تأثیر او نمی بینیم. با این حال، از غفلت ابنای این دیار، هنوز این چهره یگانه و بی همتا چنان که باید شناخته نشده است.دامنه غمبار این غفلت چنان است که هنوز بیش از یک سوم آثار شیخ الرئیس به صورت نسخ خطی باقی مانده و تصحیح و منتشر نشده است .

سایر آثار او، از جمله متن کامل کتاب بزرگ شفا نیازمند تصحیح و چاپ مجدد است و بسیاری از آثار دیگر بوعلی نیز نایاب و از دسترس علاقمندان به دور است.

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...