کتاب سال عکاسان سینمای ایران با عنوان‌ «گاهی نگاهی» رونمایی شد.

کتاب سال عکاسان سینمای ایران گاهی نگاهی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شنبه ۲۹ خرداد ماه مراسم رونمایی از کتاب سال عکاسان سینمای ایران با حضور منوچهر شاهسواری مدیر عامل خانه سینما، حافظ احمدی، علی نیک رفتار، حسن شجاعی، مهدی حیدری و زهرا مصفا در خانه سینما برگزار شد. سال گذشته به دلیل محدودیت‌های ناشی از شیوع ویروس کرونا، ششمین جشن عکاسان سینما برگزار نشد و اعلام عکاس برگزیده و اهدای تندیس مسابقه عکس از طریق سایت‌های خبری، نشریات و شبکه‌های اجتماعی اطلاع رسانی شد و مجموع آثار ارسالی به مسابقه برای دومین سال متوالی در قالب کتاب «گاهی نگاهی» جمع‌آوری شد.

در این مراسم منوچهر شاهسواری با اعلام خرسندی مبنی‌بر اینکه طی ۲ سال متوالی، ۲ مجموعه کامل از عکس‌های عکاسان سینما جمع‌آوری شده است، گفت: انجمن عکاسان سینما همواره حرکت‌های مثبت رو به جلویی داشته است، اما باید به این نکته هم توجه داشت که عکاسی سینما با چالش‌هایی رو به رو است و نسبت به تغیرات تحمیلی باید فکرهای جدید داشت.

علی نیک‌رفتار نیز با اشاره به حمایت‌های خانه سینما از انجمن عکاسان سینما و البته انتشار دومین مجموعه کتاب عکاسی گفت: با توجه به همه مسائل و مشکلاتی که وجود دارد، خانه سینما هرگز کمک و حمایتش را از انجمن دریغ نکرده است.

علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه دومین کتاب عکاسی سینما که شامل مجموعه از عکس‌های شرکت داده شده در ششمین مسابقه عکس سینما است، با خانه سینما- انجمن عکاسان سینما در ارتباط باشند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...