شانه به شانه‌ی اساتید نامدار فارسی | الف


ژیلبر لِئون ژان لازار
[Gilbert Lazard] که با نام ژیلبر لازار معروف شده است، زبان شناس و ایران شناس نامداری است که سالها با ترجمه آثار فارسی به زبان فرانسه، نقش مهمی درمعرفی و شناساندن ادبیات ایران به کشورهای فرانسوی زبان داشت. او در سال 1940 به دنیا آمد و پس از سالها تألیف و ترجمه، سرانجام در هفتاد و هشت سالگی درگذشت. در میان کتابهای او همچون شکل‌گیری زبان فارسی، بررسی شعر ایرانی و... کتاب «دستور زبان معاصر فارسی» [Grammaire du persan contemporain] از مهمترین تألیفات اوست که به زبان فرانسه نوشته شده و اهمیت کتاب تا آنجاست که به فارسی نیز ترجمه شده است.

ژیلبر لِئون ژان لازار [Gilbert Lazard] دستور زبان معاصر فارسی» [Grammaire du persan contemporain]

مهمترین دستور زبانهای فارسی که توسط مولفان فارسی زبان نوشته شده اند بدین قرارند:

دستور پنج استاد (۱۳۲۹)، دستور جامع زبان فارسی (۱۳۳۷)، دستور خانلری (۱۳۴۳)، توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی (۱۳۴۸)، دستور صادقی و ارژنگ (۱۳۵۵)، دستور خطیب رهبر (۱۳۶۷)، ساخت زبان فارسی (غلامعلی‌زاده-۱۳۷۴)، ساخت زبان فارسی (افراشی -۱۳۸۶) و دستور زبان فارسی (وابستگی-۱۳۹۱) که پر بیراه نیست که حاصل کار ژیلبر لازار را با وجود آنکه برای مخاطب فرانسوی زبان ( یا به عبارت دیگر فرانسوی زبانانی که شیفته یادگیری زبان فارسی هستند) نوشته شده؛ اما شیوه تالیف آن به گونه‌ای است که هم برای مخاطب فرانسوی زبان و هم ترجمه آن برای مخاطب فارسی زبان کار آمد و سودمند است. چنانکه بعد از انتشار ترجمه ی آن برخی همچون مترجم براین باور بودند که کم توجهی به این اثر در طول این سالها جای تاسف و افسوس داشته است.

باید اشاره کرد ترجمه فارسی این کتاب توسط مهستی بحرینی انجام شده و نشر هرمس آن را به بازار فرستاده است؛ اما آنچه به همت نشر فرهنگ معاصر به بازار آمده نسخه اصلی و فرانسوی زبان آن است که برای بار نخست در سال ١٩۵٧ در پاریس منتشر شده است. ترجمۀ انگلیسی آن هم در سال ١٩٩١ توسط هرمز میلانیان انجام شده و در آمریکا به چاپ رسیده که نشان از اهمیت کار لازار دارد. با اینکه او بر ضرورت بازبینی و ویراش کتابش واقف بود اما هیچگاه فراقت انجام این کار را به تنهایی نیافت.

سرانجام در سال 2006 این کتاب با همکاری یان ریشار، پولت سامولیان و رخساره حشمتی (استادیار زبان‌شناسی در فرانسه) مورد بازبینی و ویرایش جدی قرار گرفت که حاصل کار بر پیراستگی و قوت‌های آن افزود. البته باید توجه داشت که نسخه ترجمه شده و فارسی کتاب بر اساس چاپ نخست آن و همچنین ترجمه‌ی انگلیسی اش انجام شده است؛ اما آنچه توسط نشر فرهنگ معاصر منتشر شده، نسخه ویراسته شده کتاب به زبان اصلی کتاب (فرانسه) است.

یان ریشار که در سال 1948 متولد شده، استاد ایران‌شناسی دانشگاه سوربن فرانسه بود، او همچنین ریاست مؤسسه مطالعات ایرانی دانشگاه سوربن در فرانسه را نیز برعهده داشت. او در زمینه تاریخ معاصر ایران و هم چنین ادبیات فارسی دارای تخصص است. یان ریشار در دانشگاه لیون و گرونوبل در رشته زبان‌شناسی فارغ التحصیل شده و در دانشگاه توبینگن در آلمان زبان عربی و ادبیات فارسی خوانده‌است. ریشار برای ویراست تازه کتاب پیشگفتاری نیز نوشته است که ابتدای کتاب حاضر نیز منتشر شده است.

پایان سخن اینکه ژیلبر لازار در مقدمه کتاب «دستور زبان معاصر فارسی» ابراز امیدواری کرده است که این دستور زبان برای کسانی که در کار آموزش دادن زبان فارسی هستند و کسانی که آن را می‌آموزند و همچنین برای زبان‏شناسانی که می‏خواهند منابعی دربارۀ زبان ملی ایران معاصر بدست آورند، کارآمد باشد. هدفی که در مجموع می توان گفت در این کتاب محقق شده است و ژیلبر لازار در این میدان شانه با شانه‌ی اساتید نامدار زبان و ادبیات فارسی پیش آمده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...
به سه دهه نخست انقلاب نیز می‌پردازد و تا انتخابات پرحاشیه‌ی سال 1388 و آغاز دومین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هم پیش می‌‌رود... تاریخ ایران را صرفا در حیات سیاسی و حکومت صاحبان قدرت و شاهان خلاصه نکرده که در حیات جمعی مردم و زیست اجتماعی آنها نیز مشاهده و دنبال می کنند و براین اساس به بررسی دنیای ایرانی و تاریخ آن پرداخته و برای این منظور فراتر از مرزهای کنونی رفته که همانا هویت ایرانی است... آن را بستری برای شناخت و درک ایران امروز می‌سازد ...
بیشترین اخبار مربوط به مبارزه کارگران و به خصوص شوراهای کارگری در نشریات گروه‌های چپ منعکس می‌شد... نقش آیت‌الله طالقانی نیز در ترویج زبان شوراها بسیار مهم بود... منطق دیگری بر ذهنیت کارگران حکمفرما شد... کارگران اغلب از داشتن نماینده واقعی و مقتدر محروم بودند... انحلال نهاد شوراها، اخراج یا بازداشت فعالین مستقل و غیراسلامی در گسست «قدرت دوگانه» شورا و مدیریت، نقش بسیار مهمی داشت ...
نزول از نظم اخلاقی کامو به تحقیر آیرونیک ساراماگو... یکی از اولین‌ مبتلایان، مردی است که در حال رانندگی با ماشین، بینایی خود را از دست می‌دهد. این لحظه بسیار شبیه مسخ کافکاست... راننده‌ ناآرامی نمی‌کند، جیغ نمی‌کشد و شکایتی نمی‌کند. چیزی که او می‌گوید این است: «کسی من را به خانه می‌برد لطفا؟»... مدام ما را به یاد اردوگاه‌های زندانیان سیاسی می‌اندازد، به یاد بی‌عدالتی‌های کاپیتالیسم بدون اندکی خودداری، به یاد سردی و خشکی بروکراسی ...
ایرانیان کورکورانه خود را با ایده‌‎های جدید و محصولات مصرفی تطبیق ندادند، بلکه آنها را به چالش کشیدند... «اندرونی» که غربی‌‎ها به آن انگ مکان زندانی کردن و ستم به زنان زده بودند، به یکی از مراکز فعالیت سیاسی بدل شد... برنامه اصل چهارم ترومن، کمک به دختران جوان ایرانی بود تا بتوانند سلیقه خود را در دکوراسیون و مبله کردن خانه‌‎های‌شان پرورش دهند... اتاق ناهارخوری مطابق با ایده خانه امریکایی بر اساس یک خانواده کوچک پیکره‌بندی شده بود ...