نهال تجدد، نویسنده و پژوهشگر برجسته‌ی ایرانی، در ششم اسفندماه ۱۳۳۸ در تهران دیده به جهان گشود. او که از خاندان حائری مازندرانی است، در خانواده‌ای اهل فرهنگ پرورش یافت؛ پدرش، رضا تجدد، از نویسندگان ایرانی، و مادرش، مهین جهانبگلو، از پیشگامان نمایشنامه‌نویسی در ایران بود.



در دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی، نهال برای فراگیری ادبیات و فرهنگ چین راهی فرانسه شد و در محضر استادانی چون فرانسوا چِنگ، متخصص شعر، خوشنویسی و نقاشی چینی، به تحصیل پرداخت. او یکی از نخستین بانوان ایرانی است که زندگی‌اش را وقف مطالعه‌ی آثار ایرانیان در چین کرده است. با آموختن زبان چینی، توانست متون کهن مانویان را برای نخستین‌بار به زبان فرانسه ترجمه کند و کتاب مانی، بودای روشنایی را به جهانیان عرضه نماید.

نهال تجدد که اکنون در فرانسه و ایران زندگی می‌کند، همسر ژان‌کلود کری‌یر، فیلم‌نامه‌نویس نامدار فرانسوی، بود. او در کتاب «ایرانی‌تر» از تجربه‌ی زیسته‌ی خود در پیوند دو فرهنگ ایران و فرانسه سخن می‌گوید. این کتاب نخستین‌بار در سال ۱۴۰۲ توسط نشر چشمه منتشر شد و تاکنون به چاپ هجدهم رسیده است. عنوان ایرانی‌تر، برگرفته از اندیشه‌ی نویسنده است که معتقد بود در کنار همسرش بیش از پیش با فرهنگ ایرانی آمیخته شده است؛ مهدی یزدانی‌خرم نیز، با نگاهی تیزبین، همین عنوان را برای کتاب برگزیده است.

کتاب ایرانی‌تر نه‌تنها شرحی بر یک زندگی مشترک است، بلکه بازتابی از تلاقی فرهنگ‌ها و گفت‌وگوی تمدن‌هاست؛ روایتی که در آن عشق، شناخت و همزیستی، پلی میان شرق و غرب می‌سازد. نهال تجدد، که به‌واسطه‌ی پژوهش‌هایش در حوزه‌ی ایران‌شناسی و چین‌شناسی شهرت دارد، زندگی خود را در این کتاب به دو بخش «ایران» و «انیران» تقسیم کرده است؛ دو جهانی که در پیوند با یکدیگر، او را به شناختی ژرف‌تر از هویت و فرهنگ خویش رسانده‌اند. این کتاب تنها خاطره‌نگاری یک زندگی عاشقانه نیست، بلکه پلی است میان دو فرهنگ، روایتگر تأثیرپذیری و تأثیرگذاری متقابل آن‌ها بر یکدیگر.

کری‌یر، با شیفتگی‌اش به تمدن ایران، نهال را به درکی تازه از ریشه‌هایش می‌رساند و نهال نیز، با روایت‌هایش، فرانسه‌ای را برای همسرش ترسیم می‌کند که او تا پیش از آن نمی‌شناخت. ایرانی‌تر، داستان شناخت، پذیرش و دگرگونی است؛ روایتی از مرزهایی که عشق و آگاهی در هم می‌شکند و جهانی نو می‌سازد.
این کتاب، که با استقبال گسترده‌ی خوانندگان روبه‌رو شده است، افزون بر روایت یک زندگی، تأملی عمیق بر اهمیت تبادل فرهنگی و نقش آن در شکل‌گیری هویت فردی و جمعی است.

چرا باید ایرانی‌تر را بخوانیم؟
کتاب ایرانی‌تر تنها یک زندگی‌نامه‌ی عاشقانه نیست، بلکه دریچه‌ای به دنیای تعاملات فرهنگی، تبادل اندیشه‌ها و تأثیر متقابل تمدن‌ها بر یکدیگر است. نهال تجدد در این اثر، تجربه‌ی زیسته‌ی خود را از زندگی در میان دو جهان – ایران و فرانسه – روایت می‌کند و به ما نشان می‌دهد که چگونه فرهنگ‌ها می‌توانند نه‌تنها در تعارض، بلکه در تکمیل یکدیگر باشند. اما چرا این کتاب ارزش خواندن دارد؟

۱. روایتی شخصی و در عین حال جهانی
این کتاب تنها داستان زندگی یک فرد نیست؛ بلکه قصه‌ی بسیاری از کسانی است که میان دو فرهنگ زندگی می‌کنند، با چالش‌های هویتی روبه‌رو می‌شوند و در نهایت به درکی عمیق‌تر از خود و جهان پیرامونشان می‌رسند. روایت نهال تجدد از این مسیر، با بیانی گرم و صمیمی، خواننده را با خود همراه می‌کند.

۲. پلی میان شرق و غرب
ژان‌کلود کری‌یر، همسر نهال تجدد، از برجسته‌ترین فیلمنامه‌نویسان فرانسه بود که دلبستگی زیادی به فرهنگ و ادبیات ایران داشت. این کتاب ما را با زاویه‌ی دید یک فرانسوی نسبت به فرهنگ ایران آشنا می‌کند و در عین حال، سفر فکری نویسنده را در شناخت عمیق‌تر از ریشه‌های خود به تصویر می‌کشد.

۳. نثری روان و روایت جذاب
نهال تجدد، به عنوان یک نویسنده‌ی توانا، داستان خود را با زبانی شیوا و دلنشین روایت می‌کند. کتاب پر از لحظات احساسی، تامل‌برانگیز و الهام‌بخش است که خواننده را تا پایان با خود همراه می‌سازد.

۴. نگاهی به تأثیرات فرهنگی در هویت فردی
ایرانی‌تر نشان می‌دهد که هویت چیزی ایستا و ثابت نیست، بلکه در تعامل با فرهنگ‌های مختلف تغییر می‌کند و تکامل می‌یابد. این کتاب برای هر کسی که دغدغه‌ی هویت، فرهنگ و ریشه‌های خود را دارد، اثری تأمل‌برانگیز خواهد بود.

۵. تجربه‌ی زیستن در دو جهان متفاوت
اگر شما به مهاجرت، تجربه‌ی زندگی در سرزمین‌های دیگر و چالش‌های آن علاقه دارید، این کتاب می‌تواند تصویری واقعی و ملموس از این تجربه ارائه دهد.
در نهایت، ایرانی‌تر کتابی است که نه‌تنها یک زندگی، بلکه یک تفکر را روایت می‌کند؛ تفکری که مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشته و پلی میان گذشته و آینده، شرق و غرب، و عشق و هویت ساخته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...