نشست نقد و بررسی کتاب «سال‌های وحشت» [Breve historia de Francisco Franco] اثر خوسه لوییس ارناندس گرابی [Jose Luis Hernandez Garvi] از سلسله نشست‌های «رواق تورق» با حضور مازیار فکری ارشاد، منتقد و نویسنده و شهاب نادری‌مقدم، مترجم در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

سال‌های وحشت» [Breve historia de Francisco Franco] اثر خوسه لوییس ارناندس گرابی [Jose Luis Hernandez Garvi]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ شهاب نادری‌مقدم در ابتدای این نشست نام اصلی کتاب با عنوان «زندگی‌نامه مختصر فرانسیسکو فرانکو» را برای بازار ایران مناسب ندانست و درباره چرایی ترجمه آن گفت: وقتی درباره چنین موضوعاتی اثری نوشته می‌شود، بدین معناست که مخاطب دارد و به همین دلیل هم باید آن را ترجمه کرد.

وی درباره دلیل روی‌آوردن نویسنده به نگارش این اثر تأکید کرد: یک پرسش سبب شد خوسه لوییس ارناندس گاربی سراغ نگارش «سال‌های وحشت» برود؛ جوانی از او درباره فرانسیسکو فرانکو پرسید و او متعجب شد، چراکه گمان نمی‌کرد کسی این ژنرال مشهور اسپانیا را نشناسد. پس از آن تحقیقات خود را برای نوشتن کتاب آغاز کرد. به نظر می‌رسد ابژه‌ای از این دست نیاز به گذر زمان دارد تا با زاویه دیدی متفاوت به آن پرداخته شود. نویسنده نیز در این کتاب رویکردی بی‌طرفانه داشته است؛ نه از فرانکو هیولایی خون‌آشام ساخته و نه او را مردی اخلاق‌گرا و مردمی جلوه داده است.

نادری مقدم با اشاره به اینکه ناپلئون بناپارت الگوی بسیاری از دیکتاتورها بوده، فرانکو را نیز از این قاعده مستثنی نکرد و افزود: وقتی کتابی یا اظهار نظری درباره شخصیتی نوشته می‌شود، بخشی از آن مطالب صحت ندارد؛ برای نمونه وقتی صحبت از قتل‌هایی می‌شود که در جنگ داخلی اسپانیا اتفاق افتاد، همه نگاه‌ها به سمت ژنرال فرانکو می‌رود، در حالی که چنین نبود. او باهوش و محافظه‌کار بود و برای گرفتن هر تصمیم تحقیق و تفکر می‌کرد؛ به عنوان مثال وقتی به قدرت رسید، وارد کودتاهایی نشد که حاکمان پیشین درگیر آن‌ها بودند. همچنین از مذهب برای مشروعیت‌بخشی به حکومت خود بهره می‌برد.

این مترجم در پاسخ به چرایی ترجمه کتاب‌هایی متعدد از برخی کشورها تأکید کرد: فکر می‌کنم این امر به روابط سیاسی ایران با کشورهای دیگر مرتبط است؛ به صورت کلی مراوده کشورمان با آمریکای لاتین بهتر است و به همین دلیل آثار بیشتری از این کشورها به فارسی ترجمه شده است. در مقابل، کمترین آثار از اسپانیا در ایران ترجمه و منتشر شده است. از سوی دیگر باید به این نکته اشاره کنم که آمریکای لاتین اتفاقات و کشتارهای بسیار بیشتری نسبت به اسپانیا پشت سر گذاشته و این خود نیز تأثیرگذار است.

او با بیان اینکه وقتی کتابی ترجمه می‌شود باید کارکردهای آن برای مخاطب ایرانی روشن شود، ادامه داد: وقتی ما رمانی با موضوع دیکتاتورها می‌خوانیم، به کتاب‌هایی برای درک دراماتیک آن رمان نیاز داریم. همچنین اگر نخواهیم نگاه خطی به تاریخ داشته باشیم و از منظر تبارشناسی فوکو به آن نگاه کنیم و عمیق‌تر وارد بحث روایت شویم، این پرسش مطرح می‌شود که ما در مواجهه با روایتی که می‌خوانیم و در جامعه‌ای که زندگی می‌کنیم، در کجای آن روایت قرار گرفته‌ایم و چه تجربیات مشترکی داریم و برای برون‌رفت از آن وضعیت، پیشنهاد کتاب‌هایی از این دست چه می‌تواند باشد؟

شهاب نادری‌مقدم در پایان سخنان خود در نشست بررسی کتاب «سال‌های وحشت» گفت: ما باید در جامعه به عنوان یک شهروند مطالبه داشته باشیم و خواندن این آثار کمک می‌کند تا مطالبه‌ها را پخته‌تر کنیم که به یک ایده قابل پیگیری بدل شود.

نشست نقد و بررسی سال‌های وحشت

سال‌های وحشت و ترومای ملی اسپانیا
در بخش دیگری از این نشست، مازیار فکری‌ارشاد با اشاره به زاویه نگاه متفاوت نویسنده در کتاب «سال‌های وحشت» افزود: بحث درباره زندگی دیکتاتورها عمدتاً در طول دهه‌های مختلف زیر سیطره ادبیات و ایدئولوژی چپ بوده است که همواره در مقابل این دیکتاتورها ایستاده و وقتی وارد فضای ایدئولوژیک می‌شویم، اغراق‌ها و بزرگ‌نمایی‌های بسیاری رخ می‌دهد. اما ویژگی اثر مورد بحث این است که از نگاه چپ‌گرایانه فاصله گرفته و کوشیده است تصویری واقع‌گرایانه از زندگی ژنرال فرانکو ارائه دهد.

وی ادامه داد: روایت‌های مختلفی درباره حکومت دیکتاتوری فرانکو، فساد دستگاه دیوان‌سالاری آن ایام و… خوانده‌ایم، اما این کتاب روایت زندگی‌نامه‌ای ارائه می‌دهد که می‌کوشد درباره زندگی این ژنرال که تاریخ اسپانیا را دستخوش تغییر و تحول قرار داد منصفانه‌تر بنویسد. به طور کلی باید گفت زاویه دید در این اثر با کتاب‌های مشابه که لحن نقادانه دارند متفاوت است.

او شخصیت ژنرال فرانکو را به ناپلئون بناپارت شبیه دانست و افزود: هر دو از لحاظ ظاهری کوتاه‌قامت بودند و از مراتب پایین نظامی با عملکرد خوب توانایی خود را نشان دادند و رشد کردند. برای شباهت دیگر می‌توان حضور و جنگیدنشان در شمال آفریقا را مثال آورد. همچنین نوع رابطه فرانکو و بناپارت با مذهب مشابه بود. وقتی این دو به قدرت رسیدند، دیکتاتوری توتالیتر شکل دادند؛ پس از سقوطشان، کشور این دو دیکتاتور دستخوش تحول عظیم شد.

این منتقد با اشاره به برخی از آثاری که درباره دیکتاتورهای کشورهای مختلف نوشته شده، گفت: وقتی ژنرال فرانکو به قدرت رسید، تمام رفتارهای دیکتاتورها را بازتولید کرد؛ پس از آن، نوعی ترومای ملی در میان مردم اسپانیا شکل گرفت. بازتاب این سال‌های وحشت را در ادبیات، موسیقی، سینما و… این کشور می‌توان دید که جلوه‌هایی از همین ترومای ملی است.

وی همچنین درباره تفاوت میزان ترجمه آثار از کشورهای مختلف تأکید کرد: همان‌طور که پیش‌تر گفته شد به دلیل موقعیت جغرافیایی، اتفاقات خونبار در آمریکای لاتین بیشتر از اسپانیا بوده است و اساساً آثار بیشتری درباره آن نوشته شده است. از سوی دیگر، ادبیات ما تحت تأثیر جریان چپ قرار داشت و در اسپانیا سنگین‌ترین شکست چپ رقم خورد.

مازیار فکری‌ارشاد در پایان با اشاره به پیشینه تاریخی و فرهنگی ایران گفت: ما همواره در مطالعه، به‌ویژه مطالعه تاریخی، دچار کمبود بوده‌ایم؛ مسئله‌ای که هم عوام و هم خواص بر آن تأکید کرده‌اند. ما نیاز داریم تاریخ بخوانیم و از آن عبرت بگیریم. درواقع، کتاب‌هایی از این دست به ما کمک می‌کنند تا با بسیاری از مسائل به شکلی واقعی مواجه شویم و شاید از تکرار بسیاری از اشتباهات و کج‌روی‌ها جلوگیری کنیم.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...