رمان دو جلدی «اولین سنگ» [Den første sten] نوشته کارستن ینسن [Carsten Jensen] از سوی نشر هنوز روانه بازار کتاب شد.

اولین سنگ» [Den første sten] نوشته کارستن ینسن [Carsten Jensen]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، رمان دو جلدی «اولین سنگ» با ترجمه وفا دبیری‌آبکناری روانه بازار کتاب شد.

این رمان سرنوشت جنگ افغانستان از دیدگاه انسان‌دوستانه کارستن ینسن نویسنده، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر دانمارکی است که از تجربه سی ساله او سرچشمه گرفته.

ینسن در این رمان، آسیب‌های جنگ را به تصویر می‌کشد. خواننده همراه جوخه‌ای داوطلب از جوانان دانمارکی، از پایگاه بیرون می‌آید و روستاها و شهرهای افغانستان را از هلمند تا حیاط خلوت افغانستان در کویته پاکستان در می‌نوردد. او شاهد دگرگونی آن‌هاست. با خوشی‌شان می‌خندد و با دردشان می‌گرید.

داستانی است هیجان‌انگیز که همه دست‌اندرکاران جنگ را یک به یک به تصویر می‌کشد؛ از طالبان و نیروهای ناتو،‌دولت ناکارآمد و فاسد، جنگ‌سالاران و شبه‌نظامیان گرفته تا مخوف‌ترین مزدوران خارجی که از دل شرکت‌های خصوصی بیرون آمده‌اند.

ینسن کاری می‌کند که خواننده با سربازان دانمارکی پیوسته احساس نزدیکی کند و دریابد که آرمان‌گرایی، عشق و نوع‌دوستی چگونه در کوره جنگ ذوب می‌شود و انتقام، بی‌عدالتی و تروریسم از آن زاده می‌شود.

دوره دو جلدی رمان «اولین سنگ» با قیمت ۱۵۰ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...