کتاب صوتی «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» نوشته داوود غفارزادگان با صدای حامد فعال منتشر شد.

سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند داوود غفارزادگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، داوود غفارزادگان در این کتاب به گونه‌ای متفاوت به روایت حادثه کربلا و بزرگ‌مردی و قیام امام حسین(ع) می‌پردازد‌، بزرگمردی که همراه سپاهی با تعداد اندک در برابر سپاه دشمن ایستاد و شهادت را برگزید.

کتاب حاضر دربردارنده سه روایت مختلف از زندگانی امام حسین(ع) در راه رسیدن به شهر کربلا و روزهای حضور در این شهر تا زمان شهادتشان را شامل می‌شود.از مهم‌ترین موضوعاتی که برخی نویسندگان برای نوشتن متون ادبی خود به سراغ آن می‌روند رویدادهای مهم تاریخی و مذهبی از جمله حادثه عاشورا و قیام کربلا هستند. داوود غفارزادگان از جمله این نویسندگان است که روایتی داستانی از قسمت‌های مهم تاریخی و دینی اسلام را به رشته تحریر درمی‌آورد. قیام کربلا سهم پررنگی در نوشته‌های غفارزادگان دارد.

او در این کتاب آمیزه‌ای از تکنیک، هنر و مضمون را به شما هدیه داده است. غفارزادگان برای روایت داستان خود از تکنیک روایت‌نویسی کهن ایرانی استفاده کرده و هر قسمت از اثر خود را طبق شیوه نگارش مقاتل با محتوایی به هم پیوسته سامان داده و شما را بر این اساس تا دل حادثه هدایت می‌کند.

او برای نوشتن این کتاب، خود را بسیار مقید به پژوهش دانسته و روایت داستانی ـ تاریخی‌ای را که بیان می‌کند بر اساس مستندات به تصویر کشیده است، با این حال هیچ نشانی از کپی‌برداری و یا کلیشه‌نویسی در آن به چشم نمی‌خورد.

غفارزادگان تلاش کرده تا متنش از منظر زبانی نیز حال و هوای تاریخی به خود داشته باشد، گویی که شما با گوش دادن به آن در کوچه پس‌کوچه‌های تاریخ برای تماشای رویدادها قدم می‌زنید. او از عبارات و وا‌ژه‌هایی بهره می‌گیرد که بیانی استوار دارد و همچنین حریم و ساختار تاریخ را برای روایت خود حفظ می‌کند.

[کتاب صوتی «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» نوشته داوود غفارزادگان در به مدت 5 ساعت و 14 دقیقه و با قیمت 14هزارتومان توسط انتشارات نیستان منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

دو پسر تصمیم دارند در محله کوچک‌شان که تنها چهارده خانه در آن وجود دارد، به تحقیق درباره ادعای کیث که می‌گوید مادرش یک جاسوس آلمانی است، بپردازند... جنگ جهانی دوم در جریان است... روی سینه‌ریز نقش معروف سه حرف روی زمینه‌ای آبی و براق بود... با اغواگری راه خود را به خلوتگاه استفن و کیث که مملو از بویی شیرین است، باز می‌کند... همه‌ی نازی‌ها در طرف دیگر جبهه نیستند ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...
فرزندان هیزم‌شکنی فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل... در شب عید نوئل چراغانی کاخ همسایه را بی‌رشک و حسد تماشا کنند... کافی است دانه‌ی الماس را به آهستگی بچرخانند تا روح اشیا و جانوران را که از چشم افراد گیج پنهان می‌مانند، ببینند... به درون «کاخ شب» راه می‌یابند... نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است... در «قلمرو آینده» با کودکانی که در آینده باید زاده شوند، آشنا می‌گردند... ...
محض سرگرمی طاووس پرورش می‌دهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم می‌کنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز می‌کند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه می‌کنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمه‌سازش ندارد... همه‌ یتیم‌ها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته می‌شوند، سر و سامان می‌دهد ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...