دو کتاب کودک «یک دونه نون صددونه نون» و «فر و فر و فر صدا میاد» توسط انتشارات «راه یار» منتشر و روانه عرصه نشر شد.

یک دونه نون صد دونه نون فر و فر و فر صدا میاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «یک دونه نون صد دونه نون»، روایتی ست کودکانه از تاریخ دفاع مقدس که به مشارکت بچه‌ها در فعالیت‌های پشتیبانی جنگ با محوریت تأمین مردمی نان جبهه‌ها می‌پردازد. در این کتاب تعاملی، کودکان، با شیوه‌ای جدید، علاوه بر شعر خواندن و رنگ‌آمیزی نقاشی‌ها، با بسته خلاقانه ضمیمه، با همراهی والدین‌شان، بازی‌های مرتبط با کتاب را انجام می‌دهند.

«یک دونه نون صد دونه نون» به عنوان جلد اول از مجموعه‌کتاب‌های «ما فردا رو می‌سازیم» مجموعه تربیتی خانه «هم‌بازی» در ۱۶ صفحه، شمارگان ۳۰۰۰ و قیمت ۱۲ هزار تومان به چاپ رسیده است. منیژه هاشمی، شاعر و حکیمه شریفی، تصویرگری این کتاب را برعهده داشته‌اند.

کتاب «فر و فر و فر صدا میاد» نیز به عنوان جلد دوم از مجموعه‌کتاب‌های «ما فردا رو می‌سازیم»، با ترانه‌ها و رنگ‌آمیزی‌های خود، به موضوع «جهاد تولید ماسک در روزهای کرونایی و نقش کودکان در کنار مادران با محوریت مسجد» می‌پردازد و در میانه موج مواسات و همدلی در کشور، امید به آینده‌ای روشن را نوید می‌دهد.

این کتاب نیز که منیژه هاشمی؛ شاعری و سمیه‌سادات هاشمی، تصویرگری آن را برعهده داشته‌اند، در ۱۶ صفحه، شمارگان ۳۰۰۰ و قیمت ۱۲ هزار تومان توسط انتشارات راه‌یار راهی بازار نشر شده است.

این مجموعه کتاب‌های تعاملی با ترانه‌های کودکانه به زبانی ساده و صمیمی و استفاده از موقعیت‌های تاریخ انقلاب، به نقش تعیین‌کننده و حضور کودکان در مسائل اجتماعی و تلاش برای تغییر وضع موجود می‌پردازد. در این کتاب‌ها کودکان با مسائلی مانند امید به آینده، خودباوری و مسئولیت‌پذیری آشنا شده و در کنار بازی، شعر و رنگ‌آمیزی فهم خود را از موقعیت‌های مطرح شده در کتاب‌ها کامل می‌کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...