مجموعه داستان «آبی به شب نزدیک‌تر است» نوشته دنیا چهرازی در شهر کتاب ابن سینا رونمایی شد.

آبی به شب نزدیک‌تر است» نوشته دنیا چهرازی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «آبی به شب نزدیک‌تر است» با حضور جمعی از اهالی سینما در شهر کتاب ابن سینا رونمایی شد. این کتاب به تازگی توسط انتشارات خانه کاغذی منتشر شده است.

در ابتدای این مراسم دنیا چهرازی منتقد سینما و نویسنده کتاب «آبی به شب نزدیک‌تر است» در پاسخ به سوالی مبنی بر تغییر حوزه‌ی فعالیتش از سینما به ادبیات گفت: سینما را ترک نکردم اما به نظرم وقتی کاری را خیلی دوست دارید که برایش زمان زیادی را صرف کرده‌اید، بهتر است برای مدتی از آن فاصله بگیرید تا نسبت خود را به آن حرفه بسنجید و حتماً بعد از مدتی، با اشتیاق بیشتر و با ارزیابی دقیق‌تری به این حرفه برمی‌گردید.

وی درباره درون‌مایه‌ی کتاب گفت: کتاب درباره پیچیدگی‌های ذهنی انسان مدرن است که می‌خواهد در بستر یک جامعه‌ی سنتی، از سنت به سمت مدرنیته حرکت کند و در این مسیر دچار بازنگری در تعاریف روابط اجتماعی خودش می‌شود.

چهرازی ادامه داد: جامعه سنتی به شما هنجارها، اخلاقیات و شاخص‌هایی تحمیل می‌کند و انسان مدرن بخش زیادی از این مسائل را برنمی‌تابد و ترجیح می‌دهد علیه آن طغیان کند. اما برای اینکه در جامعه به عنوان فردی بهنجار به نظر برسد، نمود بیرونی رفتارش با تمایلات درونی‌اش در تعارض است و این تضاد منجر به ایجاد نوعی شرمساری و خجالت‌زدگی از خود می‌شود. این حس خجالت مانند فیلتری سطح ذهن ما را پوشانده و همین امر باعث می‌شود که اغلب حتی در خلوت با خودمان نیز نتوانیم بی‌پروا و شفاف، اندیشه و تخیل کنیم.

این نویسنده با بیان اینکه اساساً خیلی به نگاه زنانه و مردانه قائل نیستم گفت: زمانی حرف‌هایمان ارزشمند است که بخواهیم به پدیده‌ها نگاه انسانی همراه با انصاف داشته باشیم. زن‌های این کتاب به اندازه‌ی مردهای این کتاب خطا دارند و به همان اندازه که آسیب می‌بینند آسیب می‌زنند و تلاش کردم تعادلی در این میان وجود داشته باشد.

شادمهر راستین، فیلمنامه‌نویس و منتقد سینما نیز در این نشست گفت: ما با خواندن اولین خط‌های این کتاب می‌توانیم متوجه شویم که این داستان می‌تواند به تصویر تبدیل شود و در ذهنمان می‌ماند. قطعاً سابقه آشنایی خانم چهرازی با سینما باعث شده که به صورت تصویری تخیل کند.

نویسنده فیلم «به همین سادگی» درباره شکل روایی کتاب گفت: این کتاب به نوعی آینه مواج بی‌قراری‌های درون ما را به خودمان نشان می‌دهد. من این کتاب را برای دانشجویانم در زمینه شخصیت پردازی توصیه می‌کنم به این دلیل که هر شخصیتی از زوایای مختلف به یک واقع در موقعیت‌های مختلف می‌پردازد. جیم جارموش می‌گوید آدم‌های فیلم، در حادثه نیستند که خود را بروز می‌دهند بلکه کارهای بعد از یک واقعه شخصیت‌ها، برای تماشاگر مهم است.

در ادامه این نشست مهدی سجاده‌چی، رئیس انجمن فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران گفت: به دور از تعارفات مرسوم در این نوع مراسم، من ابراز تعجب می‌کنم از اینکه نویسنده تا این حد قدرت ترسناکی در حفر کردن ذهن دیگران دارد و این امر در شخصیت‌های کتاب مشخص است و من شیفته این شاخص کتاب شدم.

وی افزود: توانمندی شخصیت‌ها در بیان درونیات خود، برایم فوق العاده بود و توقع نداشتم با اثری تا این حد جدی روبرو شوم. به جرأت می‌گویم این کتاب جدی‌ترین کار در حوزه داستان‌نویسی در طول یکی-دو سال گذشته بوده است و از این حیث به خانم چهرازی تبریک می‌گویم.

مجموعه داستان «آبی به شب نزدیک‌تر است» نوشته دنیا چهرازی در 136 صفحه و به قیمت 150هزار تومان توسط انتشارات خانه کاغذی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...