«هفت لشکر»؛ طومار جامع نقالان از کیومرث تا بهمن، از جمله آثار منتشر شده در دوره ناصری است که ویژگی‌های ادبی خاصی برخوردار است.

هفت لشگر: طومار جامع نقالان از کیومرث تا بهمن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، بنیاد موقوفات افشار به تازگی تصحیح کتاب «هفت لشکر» را به کوشش مهدی مداینی و مهران افشاری روانه کتابفروشی‌ها کرد.

«هفت لشکر» کتابی به نثر فارسی عامیانه و به طرز سخن‌پردازی نقالان است. طوماری جامع است که همه اساطیر ملی و داستان‌های حماسی ایرانی را از آغاز کیومرث تا پایان زندگی بهمن بازگو می‌کند. تاریخ کتابیت یگانه دست‌نویس این اثر به دوران ناصرالدین‌شاه بازمی‌گردد اما نشانه‌هایی از فارسی کهن‌تر از عهد قاجار در آن نمودار است.

کتاب گنیجنه‌ای ارزنده از واژگان فارسی عامیانه و مصطلاحات نقالان است و گذشته از این روایت‌های آن برای پژوهش در اساطیر ملی ایران و حماسه‌های فارسی ارزشمند است.

روایت‌های این اثر اغلب بر پایه داستان‌های شاهنامه فراهم آمده، اما بعضی داستان‌های آن از متون ادبی دیگر مانند گرشاسپ نامه، سام نامه، فرامرز نامه، جهانگیر نامه، برزو نامه، بانوگشسپ نامه و بهمن نامه نیز در آن راه یافته است. شرح و معنای لغات و اصطلاحات مشکل در زیرنویس‌ها آمده است.

«هفت لشکر» نام یکی از نبرد- روایت‌های مشهور نقالی در زمان قاجار است که به سبب شهرت، نام آن بر عنوان یکی از آثار جامع نقالی انتخاب شده است. ایجاز و اغراق، آهنگ کلام، ذهن آماده نقال برای ذکر اشعار از منابع مختلف و... از جمله ویژگی‌های این اثر عنوان شده است.

در مقدمه این اثر موضوعاتی چون تاریخچه نقالی در ایران، هفت لشکر و ویژگی‌های سبک و سیاق آن و روش ما در تصحیح و تدوین متن کتاب هفت لشکر مطرح شده است. بخش پایانی کتاب نیز به تعلیقات، فهرست واژگان و ترکیبات، فهرست اشعار، فهرست اعلام و فهرست مراجع و مآخذ اختصاص داده شده است.

بنیاد موقوفات افشار کتاب «هفت لشکر» را در 834 صفحه و به قیمت 170 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات حماسی و نقالی قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...