دومین چاپ کتاب «اندرز به سلطان» [Advice for the sultan : prophetic voices and secular politics in medieval islam] نوشته نگین یاوری و ترجمه محمد دهقانی توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

اندرز به سلطان» [Advice for the sultan : prophetic voices and secular politics in medieval islam] نوشته نگین یاوری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نخستین چاپ این کتاب در زمستان سال گذشته (۱۳۹۷) با شمارگان هزار نسخه و بهای ۵۰ هزار تومان منتشر شده بود.

نگین یاوری در این کتاب کوشیده است تا به بررسی بخش‌های گوناگون و متعارض در تفکر سیاسی از قرن چهارم هجری تا امروز بپردازد. این کتاب بر آن است که بررسی مجدد این آرا و سرنوشت و اقبال آن‌ها در دورانی طولانی‌تر ما را وامی‎دارد تا در درک خود از رابطه میان تاریخ مدرن و روایت‌های اخیر در تاریخ تفکر سیاسی غرب و اسلام بازنگری کنیم.

اندرزهایی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته‌اند، که دامنه‌اش از «وظایف وزیر» در مصر باستان است تا «نامه تنسر» در ایران پیش از اسلام و کتاب «سِرالاسرار» و چندین اندرزنامه‎ اروپایی و اسلامی از سده‌های دهم و یازدهم تنوع شیوه‌هایی را نشان می‌دهند که تاریخ در آن‌ها خود را عیان می‌سازد. حقانیتی که همواره آینه‌ها در برابر امیران به نمایش می‌گذارند، درک ما را از متونی به چالش می‌کشند که در آن‌ها به عنوان دریچه‌ای به جهان‌بینی‌ها نظر می‌کنیم و توجه ما را به شیوه‌های غیرمتعارفی جلب می‌کند که می‌توان در آن‌ها به فحوای کلام در متنی خاص دست پیدا کرد.

یاوری درباره این کتاب گفته است: در «اندرز به سلطان» خواستم بگویم رابطه میان تاریخ و تفکر خیلی متزلل‌تر از یک خط مستقیم است، یعنی اگر متفکران غرب در بیان اندیشه غرب یک خط مستقیم را طی کردند، باید گفت که در جهان غیرغربی نیز چنین تفکراتی بوده و بر آن فکر شده بود، اما الزاماً در آن خط مستقیمی که تاریخ و اندیشه را به هم وصل کرده، باید یک بازنگری روی بدهد و این بازنگری نیازمند بررسی کلیه منابع اندیشه جهان اسلام است. من نخواستم که بگویم اندرزنامه غربی متأثر از ما بوده یا ما متأثر از آنها بودیم، بلکه خلط در ریشه یکی از مفاهیم سیاسی اندرزنامه‌هاست که آن‌را از چارچوب محتوایی و خطی بیرون می‌آورد.»

نشر تاریخ ایران دومین چاپ کتاب «اندرز به سلطان؛ نصیحت و سیاست در اسلام قرون میانه» نوشته نگین یاوری و ترجمه محمد دهقانی را با شمارگان هزار نسخه، ۲۳۶ صفحه و بهای ۶۵ هزار تومان منتشر کرده است.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...