طرح حجت الاسلام و المسلمین "هاشمی رفسنجانی" با عنوان " فرهنگ قرآن یا کلید راهنمایی موضوعات و مفاهیم قرآن کریم" در مرکز فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به سه زبان دنیا تدوین و تالیف می شود.

این طرح که بزرگترین فرهنگ قرآنی در جهان اسلام است، هم اکنون به عنوان بزرگترین پژوهش مرکز فرهنگ و معارف قرآن در دست تالیف و انتشار است.
حجت الاسلام "علی خراسانی"، مسئول مرکز فرهنگ و معارف قرآن گفت:« فرهنگ قرآن در حقیقت پشتوانه 15 سال تحقیق و پژوهش بر روی  تفسیر راهنماست و تفسیر راهنما به عنوان نخستین تفسیر ترتیبی این مرکز بشمار می آید که مقدمات این تفسیر را آیت الله هاشمی رفسنجانی در طی سال های 56 تا 55 زمانی که در زندان بسر می برد، انجام داد و پس از انقلاب، این طرح به وسیله محققان مرکز فرهنگ و معارف قران تکمیل شد.»

حجت الاسلام خراسانی با اشاره به این مطلب که مدخل های این فرهنگ بر اساس حروف الفبای فارسی تنظیم شده است، از انتشار آن در 25 جلد و در قالب 2 هزار و 500 موضوع اصلی خبر داد.
مسئول مرکز فرهنگ و معارف قرآنی گفت:« تالیف این اثر توسط 30 نفر از پژوهشگران قرآنی حوزه علمیه قم که به طور نیمه وقت با این مرکز همکاری دارند، انجام می شود بنابراین اغلب مخاطبان و خوانندگان این فرهنگ استادان، مولفان و پژوهشگران قرآنی هستند.»
او از ترجمه این فرهنگ به سه زبان، اردو، عربی و انگلیسی خبر داد و در این باره اظهار داشت:«به دنبال تالیف این اثر به زبان فارسی که تاکنون 5 جلد از آن را توسط انتشارات بوستان قم به انتشار رسانده ایم، کار ترجمه این اثر را به زبان اردو نیز آغاز کردیم که ا کنون دو جلد از آن منتشر شده است. یک جلد هم به زبان عربی به چاپ رسانده ایم و در صدد هستیم که به فراخور نیاز خوانندگان و محققان غیرفارسی زبانان خارج از کشور، ترجمه انگلیسی آن را نیز در دستور کار خود قرار دهیم.»

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...