نشر معارف کتاب «مدینةالنبی؛ الگوی شهر اسلامی» را با نگاهی به مؤلفه‌های شهر اسلامی با گریز به الگوی تاریخی آن منتشر کرد.

به گزارش تسنیم، از زمانی که شهرها پدید آمدند و فیلسوفان به آرمان‌شهر فکر کردند، نظریات زیادی در مورد آن ارائه شده است. از میان آرمان‌شهرها، شهر اسلامی هم با وجود مفاهیم متعالی دین اسلام مورد تعمق و تفکر قرار گرفت و پیوسته نیز از دو جهت مورد انکار قرار می‌گرفت؛ جهت اول عدم مصداق عینی برای آن و دیگری، حاکمیت فکر غربی بر متفکرین این عرصه آن را غیر قابل تصور می‌ساخت.

همواره شهر به دو گونه نگاه می‌شد: نگاه «صورت‌گرا» که نگاهی پوسته‌ای و ظاهری به شهر است و دیگری، نگاه «ساختارگرا» که شهر را با عناصر و کالبد آن معرفی می‌کند. اما در این میان، نگاه سومی هم وجود دارد که مجموع اقدامات شهری را زاییده فرهنگ و باورهای اسلامی دانسته که نگاه «محتواگرایانه» به شهر است. در این نگاه شهر همانند قالبی برای محتوا و مفاهیم اسلامی تبیین می‌شود.

در تعریف شهر اسلامی با رویکرد محتواگرا، مفاهیم و باورها جامه عمل پوشیده‌اند. این مفاهیم، محتوای کالبدی‌اند که از پیشینه تاریخی، فرهنگی و اقلیمی بستر خود نشات گرفته‌اند. 

گروه پژوهشی تاریخ و تمدن دانشگاه معارف اسلامی با اذعان به ضرورت تشریح این دیدگاه، انتشار کتاب «مدینه النبی الگوی شهر اسلامی» را در دستور کار قرار داد. این کتاب در صدد معرفی مؤلفه‌ها و شاخصه‌های محتوایی شهر اسلامی است که مدینةالنبی به مثابه الگوی مطلوب تاریخی مورد کاوش و بررسی قرار گرفته است. 

نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده‌های جمع‌آوری شده در این کتاب نشان می‌دهد که «توحید»، «قبله و جهت»، «سِلم و سلام» و «وسعت و برکت» از مهمترین ارکان شهر اسلامی است.

نویسنده کتاب «مدینةالنبی الگوی شهر اسلامی» حجت‌الاسلام رضا کرمی، دانش‌آموخته حوزه علمیه قم، مقطع ارشد دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت و دکترای تاریخ و تمدن اسلامی است و سالیان متمادی در عرصه معماری و شهرسازی به فعالیت و تحقیق پرداخته است. مؤلف در این اثر ضمن ارائه دیدگاه‌های مختلف، به مؤلفه‌های شهر اسلامی با گریز به نمونه تاریخی آن می‌پردازد.

نشر معارف کتاب حاضر را در 248 صفحه و با قیمت 35 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...