کتاب «عشق معرفت؛ حیات فلسفه از سقراط تا دریدا»  [LoveKnowledge: The Life of Philosophy from Socrates to Derrida] نوشته روی برَند [Roy Bluntبا ترجمه مجتبی پردل منتشر و راهی بازار نشر شد.

عشق معرفت؛ حیات فلسفه از سقراط تا دریدا»  [LoveKnowledge: The Life of Philosophy from Socrates to Derrida] روی برَند [Roy Blunt]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۳ توسط انتشارات دانشگاه کلمبیا منتشر شده است.

این‌کتاب برای خوانش و تحلیل ۷ اثر از ۶ فیلسوف بزرگ غرب نوشته شده و مخاطب را با زبان این‌فلاسفه آشنا می‌کند. نویسنده کتاب تلاش کرده در خوانش خود از این‌آثار، تناقض‌های آن‌ها را برجسته کند؛ تناقض‌هایی را که مشخصه کار این‌فلاسفه محسوب می‌شوند و البته تشکیل‌دهنده ذات زندگی هم هستند. همین‌تناقض‌ها هستند که از آغاز تا اکنون به حیات فلسفه استمرار بخشیده‌اند.

نویسنده کتاب، خود این‌اثر را حاصل سال‌ها درگیری با متون و فلاسفه مهم در مجلات دانشگاهی، همایش‌ها، گفتگوها و کلاس‌ها چه در دوران دانشجویی و چه تدریس خود می‌خوانَد. به گفته روی برند، عنوان کتاب، دغدغه اصلی نوشته‌شدنش را مشخص می‌کند: عشق معرفت. و اضافه می‌کند که البته این عنوان صورتی تحریف‌آمیز از ترجمه پذیرفته‌شده اصطلاح فیلوسوفیا است که معمولا به «عشق به معرفت» ترجمه می‌شود. این‌مولف می‌گوید کتابش، تعریفی سفت و سخت و نهایی از اصطلاح مذکور ارائه نمی‌کند. بلکه اصطلاح موردنظر را به یک پرسش مهم تبدیل می‌کند که مانند یک پیشران، فصل‌های کتاب را جلو می‌برد.

کتاب «عشق معرفت» ۷ فصل اصلی دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: «برچیدنِ معرفت: سقراطِ دفاعیه»، «منطق میل و تمنا: سقراطِ ضیافت»، «ذیل صورتی خاص از جاودانگی: اخلاقِ اسپینوزا»، «تنهاییِ مفاهمه‌ای: خیالپروری‌های روسو»، «چگونه آنچه هستیم می‌شویم: تبارشناسی اخلاق نیچه»، «دیگری شدن: تاریخ جنسیت فوکو» و «"آنک این منِ" دریدا». هرکدام از این ‌فصول، بخش‌های مختلفی دارند که درباره موضوع اصلی آن ‌فصل هستند. به این‌ترتیب فصل اول کتاب، شامل این‌عناوین است: درآمدی بر سقراط، دفاعیه‌ای غیردفاعی، اتهام غیررسمی، به پرسش‌گرفتنِ جهان‌بینی‌ها، "اِلِنخوس" سقراطی، سقراط در مقام پیشاهنگ روانکاوی، طعنه طعنه.

درآمدی بر ضیافت، اسطوره آریستوفانس، سقراط آگاتون را به پرسش می‌گیرد، شرح دیوتیما: ارُوس میان امر انسانی و امر الوهی قرار دارد، عشق و جاودانگی، نظریه ایده‌ها (صور مثالی)، ماهیت تراژیک - کمیک فلسفه هم عناوین دومین‌فصل کتاب هستند. در سومین فصل هم مخاطب با این‌بخش‌ها روبرو می‌شود: زندگی و متون مرموز اسپینوزا، سادگیِ رادیکال، چهره برافروخته از شرم خدا، اینک سعادت، ترسیم روح هندسی، والاترین تمنا. چهارمین فصل هم که درباره فلسفه ژان ژاک روسو است، این‌عناوین را در بر می‌گیرد: زندگی‌نامه، کتابی برای همه‌کس و هیچ‌کس، گونه‌های تنهایی، دوستی، روش روسو برای کندوکاو در خویشتن: خیالپردازی، بازسازی تجربه، کتاب زندگی.

مقدمه‌ای بر نیچه، مقدمه‌ای بر کتاب، امکان‌ناپذیری خودشناسی، چشم‌اندازباوری، سرور و برده، سرگیجه - عقب‌نشستن، فلسفه و نیست‌انگاری، جان‌های آزاده و چشم‌اندازباوری هم عناوین پنجمین فصل کتاب هستند که موضوعش فلسفه نیچه است. در ششمین فصل که میشل فوکو را محور قرار داده، ۳ بخش «زندگی و مرگ»، «داستانِ رکیک و زننده» و «اصالت و دیگربودگی» چاپ شده‌اند. هفتمین فصل هم که درباره فریداست، این‌بخش‌ها را شامل می‌شود: ناهویت، زندگی‌نامه سینمایی، التزام، اعطا کردن، عشق.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

نطق آلکیبیادس تجلیلی تمسخرآمیز از سقراط است و بر منشِ طعنه‌آمیز، فریبنده و دوگانه عاشق سابق خود تاکید دارد. وی سخن خود را با توصیف سقراط چونان تندیس سیلِنوس _ مصاحب و همنشین نیمه‌خدای دیونوسوس _ آغاز می‌کند. صورت تندیس سیلنوس به‌هیچ‌وجه زیبا نیست، اما در دل خود پیکره‌های زیبای کوچکی از خدایان دارد. سقراط در این‌جا نیز نه نمودار زیبایی جسمانی بلکه نشان‌دهنده ظرفی است که حاوی ایده‌های زیباست. میلِ وی معطوف به آبستن‌سازی ذهن است و نه جسم. آلکیبیادس از این‌که خود را، که مردِ جوان جذابی است، در پی ژنده‌پوشی سالخورده می‌یابد یکه می‌خورد: «چنان‌که گویی من عاشق او بودم و او شکارِ جوانِ من [باشد]!» و بدین‌سان، آلکیبیادس نطق انتقادآمیز تلخ خود را به پایان می‌برد: «وی همه ما را فریب داده است: خود را در مقام عاشق شما معرفی می‌کند، و قبل از آن‌که به خود بیایید خود عاشق او می‌شوید!»

این‌کتاب با ۱۸۴ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...