کتاب حاضر مجموعه‌ای نسبتا مفصل از موضوعات مرتبط با اماکن مقدسه عراق است. نویسنده بیش از 20 سال در عراق زندگی و در سفرهای مکرر به آنجا مراجعه نموده است.

به گزارش کتاب‌نیوز، کتاب با نگاهی گذرا به محدوده جغرافیایی عراق آغاز شده و سپس سایر شهرها را معرفی می‌نماید. تاریخ و جغرافیای اماکن و اتفاقات مربوط به هر یک نیز به صورت جزء به جزء بررسی شده است، از جمله: تاریخ حاکمان شهرها، تاریخ زندگی هر یک از امامان مدفون در شهرها، فضایل آن بزرگواران، معرفی اصحاب مدفون و مختصری از زندگی‌نامه آن‌ها، تاریخ اتفاقات در مورد اماکن مقدسه، مثل علل اختفای قبر امیرالمومنین (علیه السلام) یا علل تخریب بارگاه امام حسین (علیه السلام)، معجزات اتفاق افتاده در اماکن مختلف و ...

قصه فطروس ملک
فطروس ملکی بود که به دلیل تقصیر در امر پروردگار، خداوند بال او را شکسته و او را در جزیره‌ای انداخته بود. او ششصد سال خداوند را عبادت کرد تا زمانی که امام حسین (علیه السلام) متولد شد. وقتی جبرئیل مأمور به رساندن تهنیت از سوی خداوند و خودش به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. فطروس ملک گفت: مرا با خود حمل کن و ببر، شاید محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دعا کند نزد خدا برای من، آن گاه جبرئیل او را با خود حمل نمود.

وقتی جبرئیل داخل شد بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و تهنیت گفت او را از جانب پروردگار و از طرف خودش و حال فطروس را برای رسول الله بیان کرد، حضرت اذن داد که فطروس وارد شود. جبرئیل داخل نمود او را به محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و فطروس حال خود را بیان نمود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او دعا کرد و فرمود: متبرک کن خود را به این مولود و برگرد به جای خود، فطروس خود را متبرک نمود به امام حسین (علیه السلام) و به آسمان بالا رفت و قبل از اینکه مرخص شود گفت: یا رسول الله! امتت این طفل را می‌کشند و بر من است به مکافات این که به مقامم برمی‌گردم، هر زائری زیارت کند او را، زیارت آن زائر را به حسین (علیه السلام) برسانم، هر کس بر او سلام کند سلام او را به حضرت برسانم و هر کس صلوات بر او بفرستد، صلوات او را به حضرت برسانم، سپس به آسمان بالا رفت.

کشف قبر امیرالمومنین (علیه السلام) برای عموم
محل دفن امیرالمومنین (علیه السلام) تا زمان امام محمد باقر (علیه السلام) تنها برای اخص الخواص، و در زمان امام صادق (علیه السلام) تنها برای خواص شیعه معین بود تا در زمان هارون الرشید در سال 180 ه‍.ق به‌دلیل کرامتی از قبر آن حضرت برای عموم مردم آشکار گردید.

شیخ مفید در کتاب ارشاد و علامه طبرسی در کتاب تاج الموالید از محمد بن عائشه از عبدالله بن حازم نقل کرده‌اند که می‌گوید: روزی با هارون الرشید از کوفه برای شکار بیرون شدیم و به ناحیه غریین و ثویه (صحراهای نجف) رفتیم. در آنجا آهوانی را دیدیم و برای گرفتن آن‌ها عقاب‌ها و سگ‌های شکاری را فرستادیم، مدتی آهوان را تعقیب کردند، سپس آهوان پناه بردند به تپه‌ای و هم‌آنجا ایستادند، پس عقاب‌ها در یک طرف فرود آمدند و سگ‌های شکاری برگشتند، هارون الرشید تعجب کرد از این صحنه‌ای که به‌وجود آمد، آنگاه آهوان از تپه مذکور پایین آمدند، بازها و سگ‌ها مجددا آهوان را تعقیب نمودند، باز آهوان به تپه پناه بردند، مثل حالت اول که در این هنگام عقاب‌ها کنار تپه فرود آمدند و سگ‌ها از تعقیب آهوان برگشتند، برای بار سوم آهوان پایین آمدند و سگ‌ها و بازها تعقیب نمودند، باز آهوان پناه بردند به تپه و سگ‌ها و عقاب‌ها متوقف شدند!

هارون الرشید دستور داد به سرعت بروید و هر کس را در این اطراف دیدید بیاورید. افراد او رفتند و مردی از بنی اسد را دیدند و او را نزد هارون آوردند، هارون گفت: خبر بده مرا این تپه چیست؟ آن مرد گفت: اگر مرا امان بدهی می‌گویم! هارون گفت: عهد و میثاق الهی بر من که تو را ناراحت و اذیت نکنم. مرد اسدی گفت: پدرم مرا حدیث کرد از پدرانش که آنان می‌گفتند در این تپه قبر علی بن ابی طالب (علیه السلام) است. خداوند قبر او را حرم قرار داده که هر کس به او پناه ببرد در امان می‌ماند. هارون از اسب پیاده شد، دستور داد آب آوردند، وضو گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و صورت خود را بر تپه ـ یعنی قبر امیرالمومنین(علیه السلام) ـ می‌مالید و گریه می‌کرد، آنگاه از آنجا به کوفه برگشتیم.

پس رشید امر کرد که اطراف قبر را سنگ‌چینی و دیوارکشی کنند و این اول اساسی است که بر آن قبر گذاشته شده، تا اینکه در ایام پادشاهان سامانیه و ملوک بنی همدان، ساختمان‌سازی توسعه پیدا کرد و در ایام دیالمه، یعنی آل بویه، خصوصا ایام عضدالدوله به اوج خود رسید و حرم را تجدید بنا کرد و وصیت کرد تا خودش نیز در آنجا دفن شود.

موضوعات اصلی مطرح شده در کتاب به این شرح است: تاریخ زندگی امیرالمومنین (علیه السلام) و جنگ‌های آن حضرت، کیفیت دفن و قبر مقدس امیرالمومنین (علیه السلام)، تاریخ بنای حرم آن حضرت، اماکن دیگر در نجف؛ تاریخچه کوفه و مسجد کوفه و سایر بقاع متبرکه در آنجا؛ تاریخچه حوزه علمیه نجف؛ شهر حله و معجزات امیرالمومنین (علیه السلام) در آنجا، معرفی سایر مراقد مطهر در حله؛ جغرافیای کربلا و مسیر امام حسین (علیه السلام)، برخی فضایل امام حسین (علیه السلام)، اتفاقات کربلا تا شهادت حضرت، اماکن دیگر کربلا؛ کاظمین و زندگانی دو امام مدفون در آنجا؛ بغداد و تاریخ آن به همراه مساجد و معرفی قبور مدفونین در آن؛ قبر سلمان فارسی و شرح احوال مدائن و طاق کسری؛ سامرا و علت حضور معتصم عباسی در آنجا به همراه زندگانی امامان عسگریین؛ همچنین توضیحاتی درباره امام زمان (علیه السلام) و ولادت ایشان، مسکن آن حضرت و سرداب مقدس

کتاب «سیری در عتبات و اماکن مقدسه عراق» در 512 صفحه قطع وزیری و به قیمت 28000 تومان توسط انتشارات دلیل ما منتشر شده است. این اثر به مناسبت اربعین حسینی با 30 درصد تخفیف عرضه می‌گردد.

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...