نشر فلات، کتاب «بازگشت خدا از تبعید: تحلیلی بر جایگاه دین در دانش روابط بین‌الملل» نوشته روح‌الامین سعیدی را منتشر کرد.

بازگشت خدا از تبعید: تحلیلی بر جایگاه دین در دانش روابط بین‌الملل روح‌الامین سعیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب به‌عنوان پیش‌درآمدی بر نظریه‌پردازی ایرانی و اسلامی در عرصه روابط بین‌الملل به دنبال اثبات این ایده اصلی است که در وضعیت کنونی علوم اجتماعیِ معاصر با توجه به تحولات گسترده نظری و فلسفی، دیگر هیچ مانع عبورناپذیری برای پردازش نظریات غیرغربی وجود ندارد و بلکه تولید چنین نظریاتی برای فهم عمیق‌تر مسائل جهانی بسیار ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. درنتیجه پردازش و ارائه نظریه دینی یا اسلامی روابط بین‌الملل را باید در موضع امکان و حتی ضرورت قلمداد کرد.

در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است:

«به نظر می‌رسد پیش از آغاز پردازش نظریه دینی سه گام مهم به ترتیب باید برداشته شود. در گام نخست بسیار ضرورت دارد از طریق بررسی و تشریح مبسوط وضعیت کنونی دانش روابط بین‌الملل و اثبات شکسته شدن حصارهای جریان اصلی و حاکمیت فضای تکثر با استناد به آرا اندیشمندان برجسته غربی، امکان ورود نظریه مستقل غیرغربی ازجمله دینی به قلمرو دانش روابط بین‌الملل مبرهن گردد؛ در گام دوم باید دلایل مرسومی که اغلب برای توجیه چرایی حذف دین از دانش روابط بین‌الملل اقامه می‌کنند، پس از طرح مورد شالوده‌شکنی قرار گیرد تا آشکار شود که غفلت از مقوله دین در مباحث نظری دیگر هیچ توجیه منطقی ندارد. در سومین گام نیز لازم است با تفاوت‌گذاری میان نگاه به دین به‌عنوان موضوع شناخت یا فاعل شناسا نشان دهیم محدود ساختن دین به‌عنوان موضوع شناختِ نظریه‌های موجود روابط بین‌الملل کفایت نمی‌کند و باید به موازات آن دین را فاعل شناسایی دانست که خود می‌تواند به تفسیر و معنابخشی به جهان مبادرت ورزد. برداشتن سه گام مذکور هدف غایی کتاب حاضر بوده که در سه فصل به تفکیک انجام شده است. این کتاب حاصل سه سال پژوهش و نگارش است که نگارنده فروتنانه آرزو دارد بتواند به‌مثابه پیش‌درآمد تلاش‌های آتی برای نظریه‌پردازی دینی در روابط بین‌الملل مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.»

کتاب «بازگشت خدا از تبعید» نوشته روح‌الامین سعیدی در 184 صفحه و با قیمت 105هزار تومان توسط نشر فلات منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...