شماره 161 نشریه اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «زندگی خوب در میان‌سالی و سالمندی» به دبیر نغمه پروان منتشر شد. در بخش «کتاب» این نشریه ده اثر با موضوع دیزاین و فشن از «نشر مشکی» معرفی و نقد و بررسی شده است. همچنین با منظر محمدی مترجم کتاب‌های فشن و دیزاین گفت‌وگو شده است.

شماره 161 نشریه اطلاعات حکمت و معرفت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، شماره 161 نشریه اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «زندگی خوب در میان‌سالی و سالمندی» به دبیر نغمه پروان منتشر شد. در بخش «کتاب» این نشریه ده اثر با موضوع دیزاین و فشن از «نشر مشکی» معرفی و نقد و بررسی شده است. همچنین با منظر محمدی مترجم کتاب‌های فشن و دیزاین گفت‌وگو شده است.

در بخشی از سخن دبیر چنین آمده است: «گرچه امروزه انسان‌ها بیش از دوران‌های گذشته شانس ورود به مرحله سالمندی را یافته‌اند، آن‌طور که بایدوشاید در جست‌وجوی چشم‌اندازهای نوینی برای نظر کردن به این دوره نیستند. شاید پیش از رسیدن به این مرحله از عمر، گمان ‌کنیم جمعیت سالمندان جمعیتی است با اعضائی ثابت و حواس‌مان نباشد که هر دم عضو جدیدی به آن ورود می‌کند. چنین تفکری سبب می‌شود خود را از این پدیده‌ کاملاً جدا تصور کنیم و ورود کردن به مباحث مربوط به حال‌وروز پیری به نظرمان ضروری نیاید.» با این اوصاف دبیر این ویژه‌نامه بر نظر است که «با وجود همه این موانع، در سال‌های اخیر سعی بر این بوده که به سالمندی و مقدمه آن یعنی میان‌سالی از منظر ملاحظات فلسفی و روان‌شناسانه گسترده‌‌تری نگریسته شود. با درنظرگرفتن این جست‌وجوهای نوین برای یافتن راه‌حل‌هایی برای ادامه معنادارتر و لذت‌بخش‌تر زندگی در روزگار پیری، می‌توان ادعا کرد گرچه سخن گفتن از سالمندی قدمت زیادی دارد، «پیر شدن» از منظری که امروزه بدان نگریسته می‌شود پدیده جوانی است.» هدف‌ شماره 161 نشریه اطلاعات حکمت و معرفت تلاش برای یافتنِ راهی است که روزگار سالمندی نیز بهترین نقش ممکن را در زندگی ایفا کرد.

بخش ویژه‌نامه این نشریه مشتمل بر هشت نوشتار است. آغازگر ویژه‌نامه «زندگی خوب در میان‌سالی و سالمندی» گفت‌وگوی نغمه پروان با مصطفی ملکیان تحت‌عنوان «پیری؛ زایندگی و خردمندی» است. «ملکیان در این گفت‌و‌گو با اشاره به محدویت‌ها و امکان‌های میان‌سالی و سالمندی به بررسی شیوه‌هایی می‌پردازد برای بهتر کنار آمدن با جریان طبیعی عمر و لذت‌بخش‌تر و آگاهانه‌تر گذراندن دوران سالمندی. روی‌آوردن به «زايندگي» به‌معنای توسعه‌ و تعمیق روابط و خدمت به نسل قبلی، با هدف تبدیل کردن جهان به جای بهتری برای سکونت، از راه‌ِ‌حل‌هایی است که مصطفی ملکیان در این گفت‌وگو بدان‌ها توصیه کرده است. از جمله مباحث دیگر این گفت‌وگو شرایطی است که برای نیل به خردمندی و حکمت در دوران میان‌سالی و سالمندی باید فراهم شود.»

دو نوشتار بعدی با عنوان «چگونه می توان به میان‌سالی و سالمندی معناداری دست یافت؟» متشکل از دو گفت‌وگو است. «دستیابی به زندگی معنادار پس از دوره جوانی» بخش اول این گفت‌و‌گوست که در آن پروفسور بنگت برولده متخصصِ فلسفه‌ عملی و مؤلف کتاب «همه زندگی را زندگی کن» با فارسی تقی فرزانه به بیان توصیه‌هایی می‌پردازد در باب چگونگی دستیابی به میان‌سالی و سالمندی معنادار. گفت‌و‌گوی دوم «چه چیزی زندگی را ارزشمند می سازد؟»، گفت‌وگویی با جان بارس مؤلف کتاب «پیری و هنر زیستن» که شهین پیش‌بین به فارسی برگردانده است. او معتقد است دانستن این نکته که به‌زودی از دنیا خواهیم رفت، همان چیزی است که زندگی را با ارزش و آکنده از معنا می‌سازد.

چهارمین نوشتار این شماره «بهترین اوقات عمر» مقاله‌ای به قلم کارولین لوج، الین کارنل و ماریان کولمن و با فارسیِ شهین پیش‌بین است. مؤلف این نوشتار را بر مبنای مطالعات، شواهد، مصاحبه‌ها و گواهی افرادی که در این سن قرار دارند نگاشته‌اند. هدف از انجام چنین تحقیقی نشان دادن این مطلب است که می‌توان تصویر‌های کلیشه‌ای در مورد سالمندان را کنار گذاشت. مقاله پنجم با عنوان «پیری و اکتشاف تجربه تضادها و تردیدها» به‌قلم جان بارس و ترجمه علیرضا رضایت است. دکتر جان بارس در این مقاله به رویکردهای متفاوت در بررسی و مطالعه روند پیری می‌پردازد و مشکلات و مسائلی را که بر سر راه این‌گونه مطالعات قرار دارد، مد نظر قرار می‌دهد.

مقاله ششم با عنوان «حکمت و معنویت؛ ملزومات مهم رشد در سال‌خوردگی» نوشته بنگت برولده پنجمین و برگردانِ فارسی نغمه پروان است.. برولده نشان می‌دهد که چگونه باید با سال‌خوردگی، ارتباط برقرار کرد؛ باید فعالانه بر زندگی تأمل کرد و مسئولیت آن را به عهده گرفت.

نوشتار هفتم با عنوان «مروری کوتاه بر نظریه‌های میان‌سالی؛ از بحران افسردگی تا فرصت‌های طلایی»، مقاله‌ای به قلم سمیرا انتظاری است. در این مقاله، «پذیرش» مهم‌ترین رویکردی معرفی شده است که می‌تواند انسان را از غرق شدن در بحران‌های سالمندی در امان نگه دارد. نوشتار هشتم مقاله‌ای با عنوان «معراج جنینی» به قلم ایرج شهبازی است و به طبقه‌بندی و تحلیل سخنان مولانا جلال الدین بلخی در باب مراحل رشد آدمی اختصاص دارد.

بخش دوم نشریه با عنوان «اندیشه و نظر» مشتمل بر چهار نوشتار است. نخستین مقاله با عنوان «یادی از یوزف فان اس، خالق کلام و جامعه» به قلم اولریش رودولف است که زکیه آزادانی به فارسی ترجمه کرده است. سه مقاله دیگر تألیفی هستند و به ترتیب عبارتند از: «نگاهی به مذهب و ایدئولوژی در دنیای غرب در فضای جهانی‌شدن » به قلم سیدحسن صدوق و «تاثیر دیدگاه مورخ در گزارش های تاريخي، مطالعه موردی: نبرد پواتيه » به قلم محمدجواد محمدي. آخرین مقاله این بخش با عنوان «رهيافتی پديدارشناسانه به فلسفه اشراق : نور مجرد سهروردی و تحویل هوسرل» به قلم اولگالوچاكوا شوارتز است که حانیه مفیدی به فارسی ترجمه کرده است.

بخش سوم نشریه گزارش است و مشتمل بر یک نوشتار با عنوان «رابطه لذت و خوشبختی در معنای زندگی» به قلم امیرعباس علیزمانی است که تنظیم و ویرایش آن را فاطمه محمد به عهده داشته است.

بخش چهارم و پایانی نشریه «کتاب» است و دو نوشتار دیگر را دربرگرفته است: نخست مقاله‌ای با عنوان «دیزاین و فشن به روایتِ فلسفه» به قلم منیره پنج‌تنی است که به نقد و بررسی ده عنوان کتاب با موضوع فشن و دیزاین از «نشر مشکی» پرداخته است. هفت کتاب متعلق به حوزه دیزاین و سه کتاب متعلق به فشن است. این آثار عبارتند از: دیزاین یک شغل است، دیزاین، شکلِ دیزاین، دانشنامه دیزاین، تئوری‌های دیزاینِ گرافیک، فلسفه دیزاین، دیزاین و حقیقت. سه کتاب دیگر در زمینه فشن هم عبارتند از: فشن، فلسفه فشن، تاریخ فشرده پوشاک و فشن. نوشتار دوم این بخش نیز گفت‌وگویِ دبیر بخش کتاب با عنوان «نیم‌نگاهی به جهانِ دیزاین و فشن» با منظر محمدی مترجم چند کتاب در زمینه دیزاین و فشن است.

شماره 161 نشریه اطلاعات حکمت و معرفت ویژه فصل زمستان سال 1400 به مدیر مسئولی و سردبیری انشاءالله رحمتی با بهای 15هزار تومان در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...