نشر «مارکوزیا» نسخه انگلیسی دومین جلد از رمان‌های گرافیکی «ارشیا ۲» نوشته اشکان رهگذر را منتشر کرد.

 رمان‌های گرافیکی ارشیا 2 نوشته اشکان رهگذر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر انگلیسی مارکوزیا که پیش از این مجموعه رمان‌های گرافیکی «جمشید» به نویسندگی اشکان رهگذر را به زبان انگلیسی به شکل فیزیکی و آنلاین منتشر کرده بود، در ادامه همکاری‌اش با انتشارات استودیو هورخش دومین جلد از رمان گرافیکی «ارشیا» را منتشر کرد.

رمان گرافیکی دو جلدی «ارشیا» با طراحی و تصویرسازی رسول رضایی جو که برگرفته از شخصیت ارشیا، وزیر دربار جمشید شاه در انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» است قصه دوران نوجوانی این شخصیت را روایت می‌کند. شخصیتی که پرویز پرستویی صداپیشگی آن را در انیمیشن «آخرین داستان» برعهده دارد. در خلال بازگویی داستان این شخصیت، مخاطب با سرگذشت تهمورث دیوبند، پدر جمشید آشنا می‌شود.

نشر «مارکوزیا» که دفتر اصلی آن در لندن است و به شکل تخصصی از سال ۲۰۰۵ در زمینه انتشار رمان گرافیکی (گرافیک نوول) و کمیک فعالیت می‌کند، این رمان گرافیکی را به شکل آنلاین در سایت آمازون و دیگر سایت‌های معروف فروش کتاب آنلاین و به شکل فیزیکی در کشورهای انگلیسی زبان از جمله آمریکا، انگلستان و استرالیا منتشر کرده است.

رمان دو جلدی «ارشیا» از سری رمان‌های گرافیکی انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» است که پیش از این نسخه فارسی آن منتشر شده است.

استودیو هورخش که دارای انتشارات تخصصی طراحی و چاپ کمیک است، فعالیت خودش را در زمینه انتشار رمان گرافیکی و کمیک از سال ۱۳۹۵ آغاز کرد و تاکنون هشت جلد رمان گرافیکی منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...