کتاب «هنر مقدس (اصول و روشها)»[Principios y Metodos del Arte Sagrado (Principes et méthodes de l'art sacré)] نوشته تیتوس بورکهارت [Titus Burckhardt] با ترجمه جلال ستاری توسط انتشارات سروش به چاپ دهم رسید.

«هنر مقدس (اصول و روشها)»[Principios y Metodos del Arte Sagrado (Principes et méthodes de l'art sacré)] تیتوس بورکهارت [Titus Burckhardt]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «هنر مقدس» اصطلاحی برای توصیف آثاری است که حقایق الهی و مفاهیم روحانی را، با وساطت الگوهای رمزیِ غالباً کلی و ثابت، بیان می‌کنند. بنابراین، هنر مقدس ماهیتاً غیرشخصی است، و صور و نظام ساختاری آن - حتی اگر از طبیعت برگرفته شده باشند- به جهان مینوی و روح کلی اشارت دارند.

اغلب آثار هنر هندو، هنر بودایی، هنر اسلامی، و هنر مسیحی قرون وسطی از مصادیق بارز هنر مقدس‌اند. تیتوس بورکهارت (۱۹۰۸-۱۹۸۴ م.) نویسنده کتاب «هنر مقدس» ویژگی دیگری نیز برای هنر مقدس قائل است و آن این است که برای آنکه بتوان هنری را مقدس نامید کافی نیست که موضوع هنر از حقیقتی روحانی نشات گرفته باشد، بلکه باید زبان صوری آن هنر نیز بر وجود همان منبع گواهی دهد.

بورکهارت در این کتاب به چند مبحث خاص در هنر مقدس نیز پرداخته است: تکوین معبد هندو، شمایل نگاری درگاه شکوهمند کلیسای رومی‌وار، مبانی هنر اسلامی، تمثال بودا، منظره در هنر خاور دور، و انحطاط و احیای هنر مسیحی.

چاپ دهم این‌کتاب با ۲۱۲ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...