اندیشه حافظ در «حافظ اندیشه» بررسی شد.

حافظ اندیشه مصطفی رحیمی

به گزارش کتاب نیوز، دکتر مصطفی رحیمی (۱۳۸۱-۱۳۰۵)، حقوق‌دان، مترجم و استاد سابق دانشگاه تهران، در این کتاب به «اندیشه‌ی» حافظ می‌پردازد و در پرتو اندیشه‌ی مدرن، جنبه‌های گونه‌گون اندیشه‌ی حافظ را از پس زیبایی و خیره‌کنندگی غزل‌هایش تحلیل می‌کند. او «همساز کردن ناهمسازها» را ایده‌ی بنیادین حافظ تلقی می‌کند و با ارجاعات مفید و مختصر می‌کوشد که ابعاد پنهان «نظریه‌ی عشق و رندی» را در نظام اندیشه‌ی حافظ آشکار سازد و همچنین نشان می‌دهد که کدام سویه‌های اندیشه‌ی حافظ با نظریات فلسفی عصر مدرن تلاقی می‌کند و کدام سویه‌ها با آن متفاوت است. نویسنده پرده‌ی نقش‌نقش شعر حافظ را کنار می‌زند تا از ورای آن انسان و جهان مطلوب حافظ را بازشناسد. در این میانه معنا و جایگاه یکایک گزاره‌های شعر حافظ در نظام اندیشه‌ی او به زبانی روشن تشریح می‌شود.

رحیمی معتقد است «تفکر حافظ از حد منطق ارسطو در می‌گذرد و به مرحله دیالکتیکی می‌رسد. حاصل این سفر دراز، ره‌آوردی بزرگ است: پویایی و حرکت.»
حاصل این کشف در اندیشه حافظ عظیم است: «نتیجه آن پویشی بیکران است که موجب می‌شود بشر از قلمرو «مس وجود» بیرون آید و به مدد کیمیای عشق «زر» شود».

از رحیمی بیش از 20 عنوان کتاب در حوزه حقوق و ادبیات منتشر شده است. از جمله: «تراژدی قدرت در شاهنامه»، «سیاوش بر آتش» و «اصول حکومت جمهوری»

در بخشی از فصل اول کتاب آمده است:
«حافظ عشق به خدا را با عشق انسان به هم می‌آمیزد. به خرابات معنایی می‌دهد که هم والاترین مدرسه عشق است و هم مکان شادی حافظانه. «مِی» را هم در جام الست می‌نوشد و هم در جام خیامی و سرانجام هم خود را برای والاترین مقام‌های بهشتی آماده می‌کند و هم «ملامت‌گر» عیار می‌شود و ضمن راه‌یافتن به اوج اخلاق و معنویت به لذایذ مشروع این جهانی می‌پردازد و خلاصه آنکه در سلسله اندیشه ایرانی، خیام را استادانه با مولوی آشتی می‌دهد».


کتاب «حافظ اندیشه: نظری به اندیشه حافظ همراه با انتقادگونه‌ای از تصوف»، نوشته‌ی مصطفی رحیمی پیش از این در سال 1371 توسط نشر نور منتشر شده بود و اکنون در 318صفحه و با قیمت 60هزار تومان توسط نشرنو منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...